مهندسی منابع طبیعی ومحیط زیست

مهندسی کشاورزی

نقش جنگل ها و مراتع در مبارزه با آلودگي هوا

 

نقش جنگل ها و مراتع در مبارزه با آلودگي هوا

آلودگي هوا چه درمناطق شهري بوسيله وسايل دود زا و کارخانجات وساير منآبع آلوده کننده و چه در مناطق بيآباني در اثر حرکت و جآبجائي ماسه ها و گرد و غبار بوسيله باد وجود دارد. مواد سمي موجود در هواي شهرها فقط از لوله اگزوز ماشينها و يا دودکش کارخانه هاي داخل شهر خارج نمي شود بلکه بادهايي که از اطراف مي وزند سبب مي گردند که گرد و غبار و گازهاي کارخانه‌هاي اطراف را هم وارد شهر نمايند و به غلظت مواد سمي هواي مناطق مسکوني بيافزايند. درختان در جلوگيري و کاهش آلودگي هوا که در بالا ذکر شد نقش اساسي دارند. بطور مثال يک درخت صد ساله راش با 2.5 تن وزن (وزن چوب خشک) در طول عمر خود 12.5 ميليون متر مکعب گاز کربنيک هوا را جذب کرده است تا بتواند اين مقدار چوب را توليد کند. همچنين درختان باد حامل ذرات ريز را شانه مي کنند و مي‌توانند در هر هکتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب دهند. اين موضوع براي مناطق بيآباني و شهرهايي که مورد تهاجم شن هاي روان قرار مي‌گيرند. بسيار حائز اهميت است چون با ايجاد کمربند سبز مي‌توان از ورود گرد و غبار بداخل شهر جلوگيري کرد. همگام با شانه کردن گرد و غبار هوا، جنگل مقدار زيادي از باکتريها و ميکروبهاي معلق در هوا را در لاي شاخ و برگ خود رسوب مي دهد. مقدار باکتريهاي موجود در هواي جنگل به مراتب کمتر از مناطق غير جنگلي است.

 

طبق بررسيهاي دانشمندان روسيه درختان کاج، گردو، پيسه آ، آبيس سيبري، بلوط، فندق، اوکاليپتوس، ارس، افرا، بيد، زبان گنجشک و داغداغان از خود موادي در هوا پخش مي کنند که باعث از بين رفتن بسياري از باکتريها و قارچ هاي تک سلولي و برخي از حشرات مضر مي شود اين ماده را توکين ( Tukin ) در سال 1956 فيتونسيد ناميده است. به طور مثال اگر پشه و يا مگس را زير سرپوشي قرار دهيم که در آن برگهاي خرد شده اکاليپتوس و با زبان گنجشک وجود داشته باشد حشره فوق پس از مدتي مي ميرد. براي مبارزه با بيماري سل افراد مبتلا را در روسيه براي استراحت به مناطقي که جنگل هاي کاج وجود دارد مي فرستند. با توجه به آنچه ذکر شد متوجه مي‌شويم که اهميت جنگل فقط در تصفيه هوا از گرد و غبار نيست، بلکه در ضد عفوني هوا هم نقش موثري دارد و اين مسئله ايجاد فضاي سبز در اطراف و داخل شهرها و اطراف بيمارستان‌ها، ‌مدارس و اماکن  عمومي را بخوبي گويا مي سازد.

مراتع نيز در مناطق بيآباني همچون پوششي روي خاکها و ماسه‌ها را گرفته و اجازه حرکت به آنها نمي دهند و در مناطقي که حرکت خاک وجود داشته باشد مقادير زيادي از آن را در پاي بوته‌ها رسوب مي دهد.

 

تاثير جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاک

عمل فرسايش بيشتر بوسيله آب و باد صورت مي گيرد. بادهاي مداوم در اثر ايجاد اختلالاتي در زندگي گياه و تبخير رطوبت زمين که منجر به خشکي بيش از حد خاک مي گردند، سبب مي شوند که تجديد حيات نباتات متوقف و يا به کندي صورت گيرد و با کم شدن پوشش گياهي عمل فرسايش آغاز شود. اگر انسان هم با بهره برداري بي رويه از بين رفتن گياهان را ناخواسته تسريع نمايد آنگاه مراکز مهم کشاورزي و صنعتي و مسکوني در معرض تهديد قرار مي‌گيرند.

 

 

جنگل به کمک شاخ و برگ درختان، از سرعت باد مي کاهد و با ريشه گياهان، خاک را حفظ مي کند و مانع ايجاد فرسايش مي شود. بعلت آرام بودن هواي داخل جنگل تبخير بسيار ناچيز بوده و خطر خشک شدن خاک که از شرايط مهم آغاز فرسايش است از بين مي‌رود. نزولات آسماني در مناطق فاقد گياه در روي زمين به صورت هرز آبهاي سيل آسا جاري مي شوند و چون مقاومتي در برآبر خود نمي بينند ذرات ريز و درشت خاک را حمل مي کنند و بتدريج در مسير خود و يا در پشت سدها و درياچه‌ها رسوب مي دهند، گاهي سبب طغيان رودخانه‌ها مي گردند و خسارات جانبي و مالي زيادي بار مي‌آوردند. در مناطقي که پوشش گياهي وجود دارد، هنگام بارندگي قطرات باران به علت انرژي که در مسير خود و همچنين تاثير قوه جاذبه زمين کسب مي کنند و مي توانند موجب متلاشي شدن ذرات خاک و جآبجايي آن شوند در اثر برخورد به شاخ و برگ گياهان به ذرات بسيار ريز تبديل گشته و به آهستگي روي خاک مي رسند.

 

 از طرفي بقاياي نباتي کف جنگل و مراتع همچون اسفنجي آب حاصل از بارندگي را د رخود جذب نموده و به آهستگي روي خاک رها مي کند و بدينوسيله خطر شتشوي خاک از بين رفته و خاک حفظ مي شود. در مورد نقش‌ پوشش‌ سطح‌ خاک‌ در کاهش‌ ضربه‌ قطرات‌ باران‌ آزمايشي‌ توسط‌ يکي‌ ازمتخصصين‌ مربوطه‌ (Hadson) در دو قطعه‌ زمين‌ انجام‌ گرفته‌ است‌. در اين‌ آزمايش‌ آبتدا علفهاي‌موجود زمين‌ با دست‌ کنده‌ شده‌ و سپس‌ زمين‌ به‌ دو قطعه‌ مساوي‌ تقسيم‌ شده‌ است‌. روي‌ يکي‌ ازقطعات‌ دو لايه‌ تور سيمي‌ ريز بافت‌ قرار داده‌ شد قطرات‌ باران‌ در اثر برخورد با آن‌ شکسته‌ شده‌ وبه‌ صورت‌ قطرات‌ بسيار ريزي‌ درآمد (شکسته‌ شدن‌ قطرات‌ عيناً توسط‌ شاخه‌ و برگ‌ پوشش‌گياهي‌ هم‌ صورت‌ مي‌گيرد) خاک‌ از دست‌ رفته‌ از اين‌ دو قطعه‌ (قطعه‌ پوشيده‌ شده‌ با تور سيمي‌ وقطعه‌ لخت‌) در طول‌ 10 سال‌ اندازه‌گيري‌ شد.  نتايج‌ بدست‌ آمده‌ از 10 سال‌ آزمايش‌ نشان‌ دادکه‌ خاک‌ از بين‌ رفته‌ از قطعه‌ لخت‌ بيش‌ از 100 برآبر خاک‌ فرسايش يافته‌ از قطعه‌ پوشش‌دار مي‌باشد.

 

گذشته‌ از اين‌ فرسايش‌ خاک‌ در منطقه‌ جنگلي‌ با فرسايش‌ خاک‌ در مناطق‌ ديگر تفاوت‌ دارد اگرچه‌ هر دو بلايي‌ است‌ که‌ بر خاک‌ وارد مي‌شود ولي‌ خاکهاي‌ مناطق‌ جنگلي‌ بسيار حاصلخيزتر ازمناطق‌ ديگر است‌ با فرسايش‌ خاک‌ مواد حاصلخيزي‌ که‌ طي‌ ساليان‌ متمادي‌ در خاک‌ ذخيره‌شده‌اند از دست‌ مي‌رود. در تحقيقات‌ انجام‌ شده‌ در يکي‌ از ايالت‌هاي‌ آمريکا (New Hampshire) ثآبت‌ شده‌ است‌ که‌ پس‌ از بريدن‌ درختان‌ يک‌ جنگل‌، جريان‌ آب‌ حاصل‌از بارندگي‌ در عرض‌ دو سال‌ در هر هکتار 95 کيلوگرم‌ ازت‌ نيتراتي‌ و 89 کيلوگرم‌ کلسيم‌ را از بين‌برده‌ است‌ در حاليکه‌ در يک‌ جنگل‌ دست‌ نخورده‌ ميزان‌ ازت‌ نه‌ تنها از بين‌ نرفته‌ بلکه‌ در هر هکتار2 کيلوگرم‌ نيز به‌ ميزان‌ آن‌ افزوده‌ شده‌ است‌. اين‌ مقدار ازت‌ از باران‌ دريافت‌ شده‌ است‌. همچنين‌کلسيم‌ از بين‌ رفته‌ بسيار کم‌ بوده‌ و مقدار آن‌ 7 کيلوگرم‌ در هکتار بوده‌ است‌.

 

جنگل، مادر چشمه ها و رودخانه ها ست

 

امروز با داشتن جمعيتي بالغ بر  65 ميليون نفر نظاره گر نابودي نه تنها باغها و کشتزارها بلکه شاهد از بين رفتن خانه و کاشانه و احشام و حتي جان مردم بوسيلة سيلابهاي مهيبي هستيم که کمتر سابقه داشته است. با نگاهي به گذشتة‌ نه چندان دور در مي يابيم بسياري از مناطقي که زماني بوسيلة‌ درخت و درختچه و بوته و گياهان علوفه اي پوشيده شده بود، امروز بر اثر قطع بي روية درختان، درختچه ها و بوته کني و چراي مفرط و آتش سوزي حتي آثاري از درختان و درختچه هاي بومي در بعضي از استانها به چشم نمي خورد ، حال چه انتظاري غير از اين وقايع تلخ و ناگوار مي توان داشت، که گفته اند هر کسي آن درود، عاقبت کار، که کشت.

 

 

با روندي که از سالها قبل در مورد قطع درختان در جنگل هاي شمال و جنگل هاي حفاظتي و حمايتي ساير نقاط کشور وجود داشته و کماکان نيز شاهد هستيم، اکنون نظاره گر بروز سيلابهاي خطرسازي شده ايم که دست کم تا کنون در استانهاي سرسبز شمال کشور مشاهده نشده است. اين‌  حوادث‌  ناگوار  در  مناطق  ‌سرسبز شمال  ‌کشور  که  ‌روزگار  ‌درازي  ‌به  ‌برکت‌  وجود  پوشش‌  جنگلي  ‌انبوه‌، بارشهاي‌  منظم  ‌و  کافي‌،  خاکهاي  ‌عميق‌  و  حاصلخيز  و  تعادل  ‌پايدار اکوسيستم‌،  بعنوان  ‌جزيره‌هاي  ‌امن  ‌و  مصون  ‌از  آفات‌  و  بلاياي  ‌طبيعي ‌همچون  ‌سيل‌  محسوب‌  مي‌شد  بصورت  ‌وحشتناکي  ‌عيان  ‌شده  ‌است‌.

سيل مرداد 1380 فقط در منطقه  ‌مينودشت‌  و  کلاله) استان‌  گلستان‌)  بيش  ‌از 300  کشته  ‌و  270  مفقود  و 600 ميليارد  ريال  ‌خسارت‌  بجاي  ‌گذاشت ([3][1]).  مي توان گفت ‌هر  چند  سيلابها  ناشي از  بارندگي  ‌هستند  ولي‌  آنچه ‌بيشتر  موجب‌  بروز  سيلابها  شده‌اند،  عمل  ‌متقابل‌  و  قانونمند  طبيعت‌  در برابر  بهره‌برداري‌هاي  ‌بي‌رويه  ‌انسان‌،  کاربري‌هاي  ‌نادرست‌  اراضي‌  و استفاده‌هاي  ‌نابخردانه‌  انسان  ‌از  منابع  ‌بيکران  ‌آن‌  است‌.  طبيعت  ‌بويژه‌  مناطق‌ کوهستاني  ‌بنا  به  ‌ماهيت‌  خود  شکننده‌اند  و  فشارهاي  ‌جمعيت‌  رو  به  ‌رشد انسان  ‌و  استفاده‌هاي  ‌نامعقول‌  آنها  را  بر  نمي‌تابند  به  ‌همين  ‌دليل  ‌با آهنگي ‌سريع ‌رو به ‌تخريب ‌گذاشته‌اند و براي‌ انسان‌ پيامدهاي ‌ويرانگري‌ نظير سيل ‌به ‌بار مي‌آورند.

نقش اقتصادي جنگل

 

به طور کلي درآمد جنگل را به صورت ملموس و غير ملموس بررسي مي نمايند، درآمد غير ملموس آن در ارتباط با نقش و ويژگيهاي جنگل است که قبلاً بر شمرده شده است و غير از  توليد مستقيم آن است. بررسيهاي کارشناسي نشان مي دهد در صورت احياء جنگلهاي شمال و غرب و جنوب کشور و استفاده کامل از تمامي استعداد توليد جنگل در يک برنامة دراز مدت به درآمد ساليانه اي معادل 280 ميليارد ريال دست خواهيم يافت و برخلاف درآمد حاصل از نفت که روزي پايان خواهد يافت، جنگل به عنوان يک واحد توليدي پايا با درآمد مستمر مي تواند نقش اقتصادي ارزنده اي در دراز مدت داشته باشد. گذشته از اين فرآورده هاي جنگلي اعم از چوب و يا ساير محصولات فرعي ديگر چرخ هزاران هزار واحد توليدي اعم از کوچک و بزرگ را در سراسر جهان به گردش در مي آورند، زيرا جنگل تامين کننده مواد اوليه بسياري از صنايع بوده که آن صنايع با يکديگر روابط متقابل بنيادي دارند. بطور مثال کارخانجات صنايع چوب و صنايع کاغذ با صنايع ديگر بيش از 100 نوع تبادل کالا دارند که اين موضوع نقش قابل توجهي در تحرک اقتصاد کشور دارد. علاوه بر اين درختان منبع تامين مواد اوليه براي صنعت داروسازي مدرن نيز مي باشند بطوري که بيش از 25 درصد مواد مورد نياز صنعت داروسازي مستقيماً از درختان بدست مي آيد

 

فوايد ديگر جنگلها و مراتع را مي توان در حفظ ذخاير ژنتيک گياهي و جانوري، تامين غذا و مامني براي وحوش و پرندگان و بالاخره اکوتوريسم دانست.

نقش‌ جنگلها و مراتع‌ در جلوگيري‌ از رانش‌ زمين‌

 

رشد درختان‌ در دامنه‌ها سبب‌ افزايش‌ پايداري‌ خاک‌ مي‌گردد.ريشه‌ درختان‌ با فرو رفتن‌ درخاکهاي‌ حساس‌ به‌ لغزش‌ مانند ستونهايي‌ عمل‌ کرده‌ و با ايجاد شبکه‌ متراکم‌ ريشه‌اي‌ از بهم‌پاشيدن‌ قطعات‌ يا بلوکهاي‌ لغزشي‌ جلوگيري‌ مي‌کنند.مطالعات‌ انجام‌ شده‌ در منطقه‌ جنوب‌شرقي‌ آلاسکا نشان‌ داد که‌ پس‌ از قطع‌ درختان‌، افزايش‌ قآبل‌ ملاحظه‌اي‌ در تعداد لغزش‌هاصورت‌ گرفت‌ آنها نتيجه‌ گرفتند که‌ نابودي‌ و فساد تدريجي‌ سيستم‌هاي‌ تداخلي‌ ريشه‌ درختان‌(پس‌ از قطع‌ آنها) عامل‌ وقوع‌ لغزشها بودند. هر چند عده‌اي‌ اعتقاد دارند که‌ در بعضي‌ موارد درختان‌ به‌ دليل‌ نيروي‌ وزن‌ خود و يا بر اثر نيرويي‌ که‌ توسط‌ باد در بعضي‌ از مناطق‌ به‌ درختان‌وارد مي‌شود ممکن‌ است‌ باعث‌ لغزش‌ شوند ولي‌ به‌ دلايل‌ زير نقش‌ پوشش‌ گياهي‌ در جلوگيري‌از حرکت‌ زمين‌ کاملاً آشکار است‌

يکي‌ از عوامل‌ مهم‌ و مؤثر در حرکت‌هاي‌ توده‌اي‌ يا رانش‌ زمين‌ وجود رطوبت‌ در خاک‌است‌ در ايران‌ نيز اکثر لغزشها معمولاً در دامنه‌هاي‌ رو به‌ شمال‌ (سايه‌گير)که‌ رطوبت‌ بيشتري‌نسبت‌ به‌ دامنه‌ جنوبي‌ دارند اتفاِق مي‌افتد.بنآبراين‌ درختان‌ با انجام‌ عمل‌ تبخير و تعرِق و درنتيجه‌ کم‌ کردن‌ ظرفيت‌ نگهداري‌ آب‌ خاک‌، نقشي‌ اساسي‌ در اين‌ مورد ايفا مي‌کنند درختان‌ بامصرف‌ بالاي‌ آب‌ و تعرِق زياد در حقيقت‌ عمل‌ زهکشي‌ خاک‌ را انجام‌ مي‌دهند و در نتيجه‌ آن‌ راسبک‌ نگه‌ مي‌دارند. مطالعات‌ انجام‌ شده‌ در امريکا (ايالت‌ اوهايو)نشان‌ مي‌دهد که‌ ضريب‌ اطمينان‌در برآبر لغزش‌، در دامنه‌هاي‌ جنگلي‌ پوشيده‌ از درخت‌ 9 برابر بيشتر از دامنه‌هاي‌ بدون‌ درخت‌است‌.

 نقش‌ ديگر درختان‌ در حفظ‌ خاک‌ از خطر لغزش‌، وجود فرايندي‌ بنام‌ برگآب‌(Interception) است‌. يعني‌ در طي‌ هر بارندگي‌ مقداري‌ از بارش‌ توسط‌ تاج‌ درختان‌ گرفته‌ شده‌ و قبل‌ از رسيدن‌ به‌ خاک‌ تبخير مي‌گردد. اين‌ مقدار بارندگي‌ از اين‌ جهت‌ که‌ در خاک‌ نفوذ نمي‌کند در خشکي‌ خاک‌ و جلوگيري‌ از حرکت‌ زمين‌ مؤثر مي‌باشد. ميزان‌ برگاب‌ بستگي‌ به‌ شکل‌ برگها وتاج‌ درختان‌ دارد و ميزان‌ آن‌ بسته‌ به‌ اينکه‌ درخت‌ در چند ماه‌ از سال‌ برگ‌ داشته‌ باشد تغييرمي‌کند. بنآبراين‌ در درختکاري‌ها استفاده‌ از نهال‌ درختاني‌ که‌ در زمستان‌ برگ‌ دارند براي‌ اينگونه‌محلها مناسب تر است‌.

همانگونه‌ که‌ قبلاً گفته‌ شد ريشه‌ درختان‌ از طريق‌ جذب‌ بخشي‌ از آب‌ زيرزميني‌ و خشک‌کردن‌ خاک‌ نقش‌ عمده‌اي‌ در پايداري‌ دامنه‌ها دارند.از اين‌ لحاظ‌ گياهان‌ داراي‌ ريشه‌هاي‌ عميق‌تر و با انشعابات‌ بيشتر نقش‌ بهتري‌ در حفظ‌ خاک‌ خواهند داشت‌. متأسفانه‌ انسان‌ بر اثر تخريب‌پوشش‌ گياهي‌ از قبيل‌ تبديل‌ جنگل‌ به‌ زمين‌ زراعتي‌، شهرسازي‌ و همچنين‌ جاده‌سازي‌ غيراصولي‌ و ايجاد تأسيسات‌ ارتباطي‌ نقش‌ مهمي‌ در ايجاد لغزش‌ دارد. نتايج‌ حاصل‌ از يک‌تحقيق‌ در يک‌ منطقه‌ جنگلي‌ شمال‌ کشور (حوضه‌ واز از توابع‌ شهرستان‌ نور)نشان‌ داده‌ است‌بيشترين‌ لغزشها در دامنه‌هايي‌ اتفاِق افتاده‌ است‌ که‌ قطع‌ يکسره‌ جنگل‌ وجود داشته‌ است‌. اين‌قطع‌ جنگل‌ به‌ منظور عبور دکل‌ هاي برِق فشار قوي‌ و احداث‌ جاده‌ صورت‌ گرفته‌ است‌.

در اين‌ زمينه‌ تحقيق‌ ديگري‌ در غرب‌ کشور (چهار محال‌ بختياري‌منطقه‌ اردل‌) صورت‌ گرفته‌ است‌. به‌ استناد اين‌ تحقيق‌ منطقه‌اي‌ که‌ در آن‌ لغزش‌ حادث‌ شده‌در 40 سال‌ گذشته‌ (با استناد به‌ عکس‌هاي‌ هوايي‌ سال‌ 1335) داراي‌ جنگل‌ بلوط‌ با تاج‌ پوششي‌حدود 40 درصد بوده‌ که‌ بر اثر قطع‌ بي‌رويه‌ و تبديل‌ اراضي‌ جنگلي‌ به‌ زراعت‌ ديم‌، هم‌اکنون‌درصد تاج‌ پوشش‌ آن‌ به‌ حدود 2 درصد رسيده‌ است‌. بنابراين‌ تخريب‌ و قطع‌ پوشش‌ گياهي‌باعث‌ تغيير چرخه‌ آب‌ بصورت‌ کاهش‌ تبخير و تعرقِ در منطقه‌ و افزايش‌ آب‌ زيرزميني‌ در دامنه‌لغزش‌ يافته‌ شده‌ است‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ نقش‌ ارزنده‌ جنگل‌ها با استناد به‌ تحقيقات‌ مستدل‌ در مورداين‌ بليه‌ نيز کاملاً آشکار است‌.

نقش جنگلها و مراتع در‌ جلوگيري‌ از وقوع‌ بهمن‌

پوشش‌ گياهي‌ از نوع‌ بوته‌اي‌ يا بالشتکي‌ سطوح‌ ناهمواري‌ ايجاد کرده‌ وخطر سقوط‌ بهمن‌ را کاهش‌ مي‌دهد.لذا در نقاطي‌ که‌ حتي‌ براي‌ ورزش‌ اسکي‌ استفاده مي شود، بهتر است‌ هم‌ محل‌ اسکي‌ و هم‌ ارتفاعات‌ مشرف‌ به‌ آن‌ را با گونه‌هاي‌ مرتعي‌ نوع‌ بوته‌اي‌ و بالشتکي‌ تقويت‌ کرد. براي‌ جلوگيري‌ از وقوع‌ بهمن‌ علاوه‌ بر اقدامات‌ مکانيکي‌ (مانند پايه‌هاي‌چوبي‌، نرده‌هاي‌ فلزي‌ و ديواره‌هاي‌ سنگي‌)، عمليات‌ بيولوژيکي‌ از قبيل‌ جنگل‌کاري‌ در صدر برنامه‌هاي‌ مبارزه‌ با اينگونه‌ خطرات‌ است‌.در مناطق‌ بهمن‌ خيز براي‌ جلوگيري‌ از خطرات‌ ناشي‌از آن‌ در محلهاي‌ آغاز حرکت‌ توده‌هاي‌ برفي‌ اقدام‌ به‌ جنگل‌کاري‌ مي‌شود. معمولاً جنگل‌کاري‌ در روي‌ خطوط‌ تراز و با ايجاد بانکت‌ صورت‌ مي‌گيرد (البته‌ به‌ روشهاي‌ ديگر هم‌ اقدام‌ به‌جنگل‌کاري‌ مي‌شود).

انتخاب‌ نوع‌ گونه‌ براي‌ اينکار حائز اهميت‌ است‌ و کاشت‌ رديفي‌ گونه‌هاي‌ جنگلي‌ سوزني‌برگ‌ و پهن‌برگان‌ مقاوم‌ مي‌توانند مانع‌ اينگونه‌ خسارتها شوندبراي اينکار‌ درختان‌ بصورت‌ شبکه‌اي‌ طراحي‌ شده‌ و مورد استفاده‌ قرار مي گيرند.در بسياري‌ از مناطق‌ که‌ بوسيله‌ عمليات‌ مکانيکي‌ با حرکت‌ بهمن‌ مبارزه‌ مي‌شود بازهم‌ نقش‌ جنگل‌کاري‌ از نظر دور نمي‌ماند زيرا پس‌ از احداث‌ بهمن‌شکن‌ها در پناه‌ و يا بين‌ آنها يک‌ شبکه‌ چند رديفي‌ جنگل‌کاري‌مي‌شود چرا که‌ عمر موانع‌ مکانيکي‌ کوتاه‌ است‌ و پس‌ از مدتي‌ مستهلک‌ مي‌شود در حاليکه‌گونه‌هاي‌ جنگلي‌ در اين‌ مدت‌ رشد نموده‌ و با از بين‌ رفتن‌ موانع‌، بصورت‌ يک‌ ديواره‌بيولوژيکي‌ (زنده‌) عمل‌ مي‌کنند.

 به‌ اين‌ ترتيب‌ در مورد جلوگيري‌ و يا کاهش‌ اثرات‌ اين‌ بليه‌ طبيعي‌نيز استقرار گونه‌هاي‌ جنگلي‌ بهترين‌ روش‌ مبارزه‌ است‌ همچنانکه‌ در هر محلي‌ که‌ گونه‌هاي‌جنگلي‌ وجود دارند بهمن‌ اتفاقِ نمي‌افتد زيرا قبل‌ از اينکه‌ برفي‌ رويهم‌ انباشته‌ شود مقدار زيادي‌از آن‌ بوسيله‌ تاج‌ پوشش‌ درختان‌ گرفته‌ مي‌شود و به‌ زمين‌ نمي‌رسد.

 

اثر جنگل ها و مراتع درتلطيف هوا

جنگل ها و مراتع و به طور کلي گياهان سبز در نتيجه عمل کربن‌گيري مرتباً گاز کربنيک هوا را که در اثر تنفس حيوانات و انسان و فعل و انفعالات شيميايي و آلودگيهاي محيط زيست وارد هوا مي شوند جذب نموده و گاز اکسيژن را که يک ماده حياتي براي موجودات زنده به شمار مي رود پس مي دهند. بررسي هاي انجام شده نشان داده است هنگام کربن گيري درختان، از 264 گرم انيدريد کربنيک هوا مقدار 192 گرم اکسيژن آزاد مي شود از اين نظر هر هکتار جنگل قادر است سالانه 2.5 تن اکسيژن (اکسيژن لازم براي 10 نفر در سال) آزاد کند. با اين حسآب فقط جنگل هاي شمال کشور مي تواند اکسيژن لازم براي 19 ميليون نفر را در طول يک سال تامين کند. در مجموع حدود 60 درصد از اکسيژن مصرفي جهان بوسيله فضاي سبز تامين مي شود از اين رو تلطيف هوا و تأمين اکسيژن مورد نياز جانداران از فوايد مهم جنگل و فضاي سبز مي باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1392ساعت 16:2  توسط سعید قلندرزهی  | 

آلودگی خاک

آلودگی خاک

تعریف: آلودگی خاک به عنوان ساخت تا در خاک های مداوم ترکیبات سمی، مواد شیمیایی، نمک، مواد رادیواکتیو، یا بیماری زا، که اثرات سوء بر روی رشد گیاه و بهداشت حیوانات تعریف می شود.

خاک لایه ای نازک از مواد آلی و معدنی است که سطح سنگی زمین را پوشش می دهد می باشد. قسمت آلی که از بقایای پوسیده گیاهان و حیوانات مشتق شده است، در خاک بالاترین تاریک متمرکز شده است. بخش معدنی از قطعات سنگ ساخته شده بود، بیش از هزاران سال های فیزیکی و شیمیایی هوازدگی سنگ بستر شکل گرفته است. خاک های تولیدی کشاورزی جهان با غذای کافی برای تامین ضروری است.

هستند بسیاری از راه های مختلف وجود دارد که خاک می تواند تبدیل به آلوده، مانند:

• نشت آب از محل های دفن زباله • تخلیه زباله های صنعتی را در خاک • پرکولاسیون از آب آلوده به خاک • پارگی از مخازن ذخیره سازی زیرزمینی • کاربرد بیش از حد از آفت کش ها، علف کش ها و یا کود • نشت مواد زائد جامد شایع ترین مواد شیمیایی که در ایجاد آلودگی خاک : • هیدروکربن های نفتی • فلزات سنگین • سموم دفع آفات • حلالها انواع آلودگی خاک

• آلودگی خاک کشاورزی I) آلودگی سطح خاک II) آلودگی خاک زیرزمینی

• آلودگی خاک توسط پساب صنعتی و زباله من به) آلودگی از سطح خاک II) اختلال در خاک • آلودگی به دلیل فعالیت های شهری من به) آلودگی از سطح خاک II) آلودگی خاک زیرزمینی

علل آلودگی خاک

آلودگی خاک با حضور انسان ساخته شده از مواد شیمیایی و یا تغییر در محیط طبیعی خاک ایجاد می شود. این نوع از آلودگی به طور معمول از پارگی لینک های زیرزمینی ذخیره سازی، استفاده از آفت کش ها، نفوذ آب های سطحی آلوده به اقشار زیرسطحی، نفت و سوخت آزادسازی، شسته شدن مواد زائد از محل های دفن زباله یا ترشح مستقیم از ضایعات صنعتی به خاک ناشی میشود. مواد شیمیایی رایج ترین هیدروکربن های نفتی، حلال ها، آفت کش ها، سرب و سایر فلزات سنگین هستند. این وقوع این پدیده با درجه صنعتی شدن و شدت استفاده از مواد شیمیایی در ارتباط است.

یک آلاینده خاک، هر عاملی که به بدتر شدن کیفیت، بافت و محتوای مواد معدنی از خاک و یا باعث ایجاد اختلال در تعادل بیولوژیکی موجودات زنده در خاک است. آلودگی در خاک اثر منفی بر روی رشد گیاه دارد. آلودگی در خاک است با • استفاده بی رویه از کودهای • استفاده بی رویه آفت کش ها، حشره کش ها و علف کش ها • آزادسازی مقادیر زیادی از مواد زائد جامد • جنگل زدایی و فرسایش خاک

استفاده بی رویه از کودهای

مواد مغذی خاک مهم هستند برای رشد و توسعه است. گیاهان بدست آوردن کربن، هیدروژن و اکسیژن را از هوا و آب. اما سایر مواد مغذی لازم مانند نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، گوگرد و بیشتر باید از خاک به دست آمده است. کشاورزان به طور کلی کود برای اصلاح کمبودهای خاک استفاده کنید. کود آلوده خاک همراه با ناخالصی ها، که از مواد خام مورد استفاده برای تولید آنها می آیند. کودهای مخلوط معمولا حاوی نیترات آمونیوم (NH4NO3)، فسفر P2O5، و پتاسیم به عنوان K2O. به عنوان مثال، سرب و سی دی در حال حاضر در آثار معدنی فسفات را به کود سوپر فسفات منتقل می شود. از آنجا که عناصر تجزیه، تجمع خود را در خاک بالاتر از سطح سمی خود را به دلیل استفاده بیش از حد از کودهای فسفاته، سم غیر قابل خراب کردن برای محصولات کشاورزی می شود. استفاده بیش از حد از کودهای NPK را کاهش می دهد مقدار سبزیجات و محصولات کشاورزی در خاک در طول سال ها رشد کرده است. همچنین میزان پروتئین گندم، ذرت، گرم، و غیره، که در آن خاک رشد را کاهش می دهد. کیفیت کربوهیدرات از محصولات نیز تخریب می شود. محتوای پتاسیم اضافی در خاک باعث کاهش ویتامین C و مقدار کاروتن در سبزیجات و میوه جات می باشد. سبزیجات و میوه ها افزایش یافته در خاک بیش از بارور هستند، بیشتر مستعد ابتلا به حملات حشرات و بیماری است.

استفاده بی رویه از آفت کش ها، حشره کش ها و علف کش ها

گیاهانی که در آن ما برای مواد غذایی بستگی دارد تحت حمله از حشرات، قارچ ها، باکتری ها، ویروس ها، جوندگان و دیگر حیوانات هستند و باید در رقابت با علف های هرز برای مواد مغذی است. برای کشتن جمعیت ناخواسته زندگی می کنند و یا بر روی محصولات خود، کشاورزان در استفاده از آفت کش ها است. اولین استفاده از حشره کش گسترده در پایان جنگ جهانی دوم آغاز شد و شامل DDT (dichlorodiphenyltrichloroethane) و gammaxene. حشرات به زودی مقاوم به DDT تبدیل شد و به عنوان ماده شیمیایی به آسانی قابل تجزیه نیست، آن را در محیط زیست همچنان ادامه داشت. از آنجایی که محلول در چربی به جای آب، آن را biomagnified زنجیره مواد غذایی و سوخت و ساز کلسیم در پرندگان را مختل، و باعث پوسته تخم نازک و شکننده می شود. به عنوان یک نتیجه، پرندگان زیادی از طعمه های مانند پرنده قهوه ای، ospreys شاهین، و عقاب در معرض خطر شد. DDT شده است در حال حاضر در اکثر کشورهای غربی ممنوع شده است. جالب اینجاست که بسیاری از آنها از جمله ایالات متحده آمریکا، هنوز هم DDT برای صادرات به دیگر کشورهای در حال توسعه است که نیازهای سنگین تر بودن از مشکلات ناشی از آن را تولید کند. مهم ترین آفت کش DDT، BHC، هیدروکربن های کلر، ارگانوفسفره، آلدرین، مالاتیون، dieldrin، furodan، و غیره باقی مانده از سموم مورد استفاده در مبارزه با آفات ممکن است توسط ذرات خاک، که پس از آن محصولات ریشه رشد کرده است که در خاک آلوده جذب شده است. مصرف از محصولات از جمله باعث می شود که بقایای آفت کش ها برای ورود به سیستم های بیولوژیکی انسان، مؤثر بر آن منفی است. علف کش بدنام استفاده می شود به عنوان یک گرد یا مایعی که روی درختان میریزند که درخت برگ ریزان کند در جنگ ویتنام به نام (دیوکسین عامل نارنجی)،

سرانجام ممنوع شد. سربازان موارد ابتلا به سرطان، بیماری های پوستی و ناباروری شده اند به قرار گرفتن در معرض عامل نارنجی ارتباط دارد. آفت کش ها نه تنها اثر سمی بر روی انسان و حیوانات را بلکه همچنین باروری خاک را کاهش می دهد. برخی از آفت کش ها کاملا پایدار و تخریب زیستی ممکن است هفته ها و حتی ماه ها طول بکشد. مشکلات سموم مانند مقاومت، تجدید حیات و اثرات سلامت را موجب شده اند که دانشمندان به دنبال جایگزین است. فرومون ها و هورمون ها را به خود جلب و یا دفع حشرات و با استفاده از دشمنان طبیعی یا عقیم سازی توسط تابش مطرح شده است.

آزادسازی زباله

به طور کلی، مواد زائد جامد شهری شامل زباله، زباله های خانگی و دور انداخته مواد جامد از قبیل کسانی که از عملیات تجاری، صنعتی و کشاورزی است. آنها حاوی مقادیر فزاینده ای از کاغذ، مقوا، پلاستیک، شیشه، مصالح ساختمانی قدیمی، مواد بسته بندی و مواد سمی و یا در غیر این صورت خطرناک است. از آنجا که مقدار قابل توجهی از زباله های جامد شهری، گرایش به کاغذ و مواد غذایی زباله، اکثریت قابل بازیافت و زیست تخریب پذیر در محل های دفن زباله. به طور مشابه، کشاورزی زباله بازیافت و زباله معدن در محل باقی مانده است. بخشی از مواد زائد جامد است که خطرناک مانند روغن، فلزات، باتری، فلزات سنگین از صنایع ذوب و حلالهای آلی هستند آنهایی را که ما را به توجه خاص به. این می تواند در دراز مدت، به خاک از مناطق اطراف آن سپرده و آنها را با تغییر شیمیایی و خواص بیولوژیک آلوده شده است. آنها همچنین منابع آبخوان آب آشامیدنی را آلوده کند. بیش از 90٪ از زباله های خطرناک شیمیایی، نفت و فلزی مربوط به صنایع و کسب و کارهای کوچک از قبیل پاک کننده های خشک و ایستگاه های گاز کمک نیز هست. دفع مواد زائد جامد مورد کانال عشق بدنام در ایالات متحده آمریکا را به خط مقدم توجه عمومی در سال 1978 به ارمغان آورد. مواد شیمیایی سمی از تراوش طبل ذخیره سازی را به خاک زیر خانه ها، باعث تعداد زیادی از نقص های مادرزادی، سرطان ها و بیماری های تنفسی، عصبی و کلیه ها باقی بمانند.

قطع درختان جنگلی

فرسایش خاک زمانی اتفاق می افتد که هوای ذرات خاک جدا شده و دور توسط باد یا آب انجام شده است. جنگل زدایی، توسعه کشاورزی، افراط و دما، بارش باران اسیدی، و دیگر فعالیت های انسانی، منجر به این فرسایش است. انسان سرعت بخشیدن به این روند ساخت و ساز، معدن، برش چوب، بیش از برداشت و چریدن بی رویه است. آن را در سیل و باعث فرسایش خاک می شود. جنگل ها و مراتع از مواد بسیار عالی الزام آور است که خاک را دست نخورده و سالم نگه می دارد. آنها از زیستگاه ها و اکوسیستم، که شما را به مسیرهای بی حد و حصر تغذیه یا زنجیره مواد غذایی برای همه گونه حمایت می. از دست دادن خود را به زنجیره ای مواد غذایی و بقای بسیاری از گونه های تهدید کند. در طول چند سال گذشته بسیار زیادی از زمین های سبز گسترده شده است به بیابان تبدیل می شود. زیستگاه باران با ارزش جنگل در آمریکای جنوبی، مناطق استوایی آسیا و آفریقا می آیند تحت فشار رشد جمعیت و توسعه (به ویژه چوب، ساخت و ساز و کشاورزی). بسیاری از دانشمندان بر این باورند که تعداد زیادی از مواد دارویی از جمله درمان سرطان و ایدز، در این جنگل ها دروغ است. جنگلزدایی است به آرامی از بین بردن گیاهان و جانوران ترین سازنده مناطق در جهان، که همچنین نواحی وسیعی از سینک بسیار ارزشمند برای CO2 است.

آلودگی با توجه به شهرنشینی

آلودگی خاک سطحی

فعالیت های شهری تولید مقادیر زیادی از زباله های شهر از جمله مواد زیست تخریب پذیر (مانند سبزیجات، مواد زائد حیوانی، مقالات، تکه های چوبی، لاشه، شاخه های گیاه، برگ، ضایعات پارچه و همچنین sweepings) و بسیاری از مواد غیر قابل تجزیه (مانند کیسه های پلاستیکی، بطری های پلاستیکی، ضایعات پلاستیکی، بطری های شیشه ای، قطعات شیشه ای، تکه سنگ / سیمان). در یک برآورد خشن شهر هند تولید زباله شهرستان جامد به لحن از 50،000 - 80،000 تن در هر روز است. اگر سمت چپ فراهم نشده و تجزیه آنها به علت مشکلات مختلف از قبیل: • گرفتگی تخلیه: باعث مشکلات زهکشی جدی از جمله انفجار / نشت از خطوط زهکشی که منجر به مشکلات سلامتی. • مانع حرکت آب: مواد زائد جامد را به طور جدی آسیب دیده حرکت طبیعی از آب در نتیجه ایجاد مشکل از طغیان رود، صدمه به پایه و اساس ساختمان ها و همچنین خطرات بهداشت عمومی است. • بوی ناپاک: تولید شده با دفع مواد زائد در یک محل است. • افزایش فعالیت های میکروبی: تجزیه میکروبی مواد زائد آلی تولید مقادیر زیادی از متان در کنار بسیاری از مواد شیمیایی به خاک و جریان آب بر روی سطح آن را آلوده میسازند • هنگامی که از جمله مواد زائد جامد زباله های بیمارستان آنها ایجاد بسیاری از مشکلات سلامتی: از آنجا که ممکن است پاتوژن های خطرناک در داخل آنها داشته باشند علاوه بر این داروهای خطرناک، تزریق.

آلودگی خاک زیرزمینی

خاک زیرزمینی در شهرها است به احتمال زیاد آلوده به مواد شیمیایی • منتشر شده توسط زباله های صنعتی و زباله های صنعتی • تجزیه و بخشی از مواد بهداشتی زباله تجزیه بسیاری از مواد شیمیایی خطرناک مانند کادمیوم، کروم، سرب، آرسنیک، سلنیوم محصولات هستند به احتمال زیاد در خاک زیرزمینی سپرده شود است. به همین ترتیب زیرزمینی خاک آلوده شده توسط مواد زائد بهداشتی تولید بسیاری از chemicals.These مضر می تواند فعالیت های طبیعی و تعادل زیست محیطی در علل خاک زیرزمینی در کوتاه آسیب می رساند:

• آب آلوده از کارخانجات • رواناب از آلاینده ها (رنگ، ​​مواد شیمیایی، از پوسیدن مواد آلی) آبشویی خارج از محل های دفن زباله • نفت و نشت نفت از وسایل نقلیه جاده توسط باران شسته شدن به اطراف زیستگاه • رواناب کود شیمیایی را از مزارع و محصولات مرخص • باران اسیدی (دود حاصل از کارخانه اختلاط همراه با بارش باران) • فاضلاب تخلیه شده به رودخانه ها به جای تحت درمان به درستی • بیش از استفاده از آفت کش ها و کودهای • تزریق هدفمند به آبهای زیرزمینی به عنوان یک روش دفع • ارتباطات بین سفره های آب در طول حفاری (تکنیک ضعیف) • سپتیک نشت مخزن • تالاب نفوذ آب • بهداشتی / محل های دفن زباله های خطرناک نشت • گورستان • ضایعات متری (روغن زباله و زهکشی شیمیایی) • نشست از فاضلاب های بهداشتی

اثرات آلودگی خاک

کشاورزی

• کاهش حاصلخیزی خاک • کاهش تثبیت نیتروژن • افزایش فرسایش پذیری • از دست دادن بزرگتر از خاک و مواد مغذی • رسوب گل و لای در تانک ها و مخازن • کاهش عملکرد محصول • عدم تعادل در جانوران خاک و گیاهان

صنعتی • مواد شیمیایی خطرناک وارد آب زیرزمینی • بوم شناسی عدم تعادل • انتشار گازهای آلاینده • انتشار پرتوهای رادیواکتیو باعث مشکلات سلامتی • افزایش شوری • پوشش گیاهی کاهش

شهری

• گرفتگی درن • آبگیری از مناطق • مشکلات بهداشت عمومی • آلودگی منابع آب آشامیدنی • بوی ناپاک و انتشار گازهای • مشکلات مدیریت زباله

اثرات زیست محیطی طولانی مدت از آلودگی خاک، هنگامی که آن را به محیط زیست خود می آید، تلفات خاک آلوده است و حتی وخیم تر است. خاک است که آلوده شده است دیگر نباید مورد استفاده قرار گیرد به رشد به مواد غذایی، به این دلیل که مواد شیمیایی را می توان به مواد غذایی و آسیب افرادی که از خوردن آن زالو. اگر خاک آلوده استفاده شده است، به رشد مواد غذایی، زمین معمولا بازده پایین تر از آن را اگر آن آلوده نمی کند. این، به نوبه خود، می تواند آسیب برساند و حتی بیشتر به دلیل فقدان گیاهان در خاک فرسایش بیشتر، باعث گسترش آلاینده ها بر روی زمین است که ممکن است قبل از آلوده شده است می شود. علاوه بر این، آلاینده های آرایش از خاک و از انواع میکروارگانیسم ها است که در آن زندگی می کنند را تغییر دهید. اگر برخی از موجودات می میرند در منطقه، شکار جانوران بزرگتر نیز به حرکت به دور و یا می میرند از آنجا که تامین مواد غذایی خود را از دست داده است. بنا بر این، آلودگی خاک به تغییر اثرات اکوسیستم کامل از آلودگی خاک در کوتاه: • آلودگی را اجرا می کند خاموش وارد رودخانه ها و می کشد ماهی، گیاهان و زندگی آبزی دیگر • محصولات و علوفه رشد در خاک آلوده ممکن است آلاینده ها را به مصرف کنندگان منتقل می کند • خاک آلوده ممکن است دیگر رشد محصولات کشاورزی و علوفه • ساختمان خاک آسیب دیده است (ساختار رس یونی دارند) • خوردگی مبانی و خطوط لوله • مختل ثبات خاک • ممکن است انتشار بخارات هیدروکربن به ساختمان ها و زیرزمینهای • ممکن است ایجاد گرد و غبار سمی • ممکن است کودکان سم بازی در منطقه

کنترل آلودگی خاک

مراحل زیر پیشنهاد شده است که کنترل آلودگی خاک شده است. برای کمک به جلوگیری از فرسایش خاک، ما می توانیم ساخت و ساز در منطقه حساس را محدود می کند. به طور کلی کود کمتر و کمتر آفت کش ها اگر همه ما می تواند به اتخاذ سه R: کاهش، استفاده مجدد و بازیافت است. این که ما زباله کمتر جامد می دهد.

کاهش کود شیمیایی و استفاده از آفت کش

اعمال زیستی کودهای شیمیایی و کودهای کود شیمیایی و استفاده از آفت کش را کاهش می دهد. روش های بیولوژیکی مبارزه با آفات نیز می توانند با استفاده از آفت کش ها را کاهش دهد و در نتیجه به حداقل رساندن آلودگی خاک است.

استفاده مجدد از مواد از قبیل ظروف شیشه ای، کیسه های پلاستیکی، کاغذ، پارچه و غیره را می توان در سطوح داخلی به جای اینکه دفع مورد استفاده مجدد قرار، کاهش آلودگی مواد زائد جامد است.

بازیافت و بازیابی مواد این یک راه حل مناسب برای کاهش آلودگی خاک است. مواد مانند کاغذ، برخی از انواع پلاستیک و شیشه ای می تواند و در حال بازیافت است. این حجم زباله را کاهش می دهد و کمک می کند تا در حفاظت از منابع طبیعی است. به عنوان مثال، بهبود از یک تن کاغذ 17 درخت را نجات دهد.

Reforesting

کنترل از دست دادن زمین و فرسایش خاک را می توان از طریق احیای جنگل و پوشش چمن اقدام به بررسی wastelands، فرسایش خاک و سیل. تناوب زراعی و کشت مخلوط می تواند به باروری زمین را بهبود بخشد.

درمان مواد زائد جامد

روش های مناسب باید برای مدیریت دفع مواد زائد جامد به تصویب رسید. زباله های صنعتی را می تواند درمان شود از لحاظ فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی تا آنها کمتر خطرناک است. اسیدی و قلیایی زباله باید اول خنثی، مواد نامحلول در صورت زیست تخریب پذیر باید اجازه داده شود که تحت شرایط کنترل شده، قبل از اینکه دفع تنزل است.

به عنوان آخرین چاره، مناطق جدید برای ذخیره سازی زباله های خطرناک مانند تزریق چاه عمیق و بیشتر محل های دفن زباله امن بررسی قرار گرفت. دفن زباله در مکان های دور از مناطق مسکونی واقع روش ساده ترین و به طور گسترده استفاده می شود از مدیریت مواد زائد جامد می باشد. ملاحظات زیست محیطی و زیبایی شناسی را باید در نظر قبل از انتخاب سایت های دامپینگ گرفته شده است. سوزاندن زباله های دیگر گران است و برگ مانده بزرگ است و می افزاید: به آلودگی هوا است. تجزیه در اثر حرارت یک فرآیند احتراق در غیاب اکسیژن و یا مواد سوخته شده تحت اتمسفر کنترل شده اکسیژن است. این جایگزینی برای سوزاندن است. گاز و مایع بدست آمده را می توان به عنوان سوخت مورد استفاده قرار گیرد. تجزیه در اثر حرارت از ضایعات کربن مانند هیزم، نارگیل، گرد و غبار، ضایعات خرما، ذرت شانه، CASHEW پوسته، پوسته برنج برنج نی و بازده زغال چوب به همراه محصولات مانند تار، متیل الکل، اسید استیک، استون و گاز سوخت را دیدم.

تجزیه بی هوازی / هوازی زباله های شهری و خانگی زیست تخریب پذیر نیز در حال انجام است و به کود آلی است. سرگین گاو که متان به اتمسفر آزاد، باید بیشتر در گیاهان gobar گاز برای تولید gobar گاز و کود خوب پردازش شده است. آلودگی زمین طبیعی: آلودگی زمین رخ می دهد، به انبوه در زمین لرزه ها، اسلاید زمین، طوفان و سیل است. تمام علل سخت برای تمیز کردن ظروف سرباز یا مسافر، گران است که برای تمیز کردن، و گاهی اوقات ممکن است سال ها طول بکشد تا ناحیه مبتلا به بازگرداندن. این نوع از بلایای طبیعی نه تنها یک مشکل که در آنها موجب آلودگی، اما همچنین به این دلیل آنها را ترک بسیاری از قربانیان بی خانمان.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1392ساعت 16:1  توسط سعید قلندرزهی  | 

آلودگي صوتي Noise Pollution

مقدمه:
امروز آلودگي صوتي نسبت به ساير آلودگي ها در اولويت پائين‌تري قرار گرفته است، چرا كه خطرات بهداشتي ناشي از آن به سرعت قابل رؤيت نمي‌باشد؛ اما در عين حال نبايد از اين موضوع غافل شد كه در قرن اخير، بسياري از شهرهاي بزرگ با اين مسأله و عوارض ناشي از آن به عنوان يكي از معضلات زيست محيطي مواجهند؛ و از اين‌رو كنترل آن از امور مهمي است كه انديشه بسياري از برنامه‌ريزان شهري را به خود معطوف ساخته است.

مفهوم آلودگي صوتي و منابع مولد آن
در تعريف ساده، آلودگي صوتي يا سرو صدا، امواج ناخواسته‌اي است كه تحت شرايط مكاني و زماني خاص، بر فعاليتهاي ارگانيسم‌هاي زنده به ويژه انسان تأثير گذاشته و ممكن است با ايجاد عوارض متعدد جسمي و روحي، آرامش و راحتي او را سلب كند.
بطور كلي منابع مولد آلودگي صوتي، به دو دسته‌ي «ثابت» و «متحرك» تقسيم مي‌شوند؛ از جمله منابع ثابت مي‌توان به سيستم‌هاي خنك‌كننده، نيروگاههاي حرارتي، صنايع گوناگون، ساختمان‌هاي در دست احداث، مراكز تجاري و عمومي و... اشاره كرد و از جمله منابع متحرك، مي‌توان انواع وسايل حمل و نقل زميني، هوايي و دريايي را نام برد.

اثرات آلودگي صوتي بر محيط

از مضرات آلودگی صوتی همین بس که تحقیقات نشان می دهد حتی رشد گیاهان نیز بر اثر سر و صدای بلند بشدت کاسته شده و در مورد جانوران هم مهاجرت بی موقع حیات وحش و پرندگان، سقط جنین، خونریزی گوش، بی اشتهایی، بروز حالات پرخاشگرانه، کاهش شیر در موجودات شیرده و کوتاهی طول عمر از جمله اثرات سر و صداهای ناهنجار بر جانوران است. آلودگی صوتی اجسام بی جان را نیز بی نصیب نگذاشته و لذا از اهم آثار آلودگی صوتی و ارتعاشات اجسام بی جان می توان به شکسته شدن شیشه ها و ایجاد شکاف در ساختمان ها اشاره نمود.

 

آثار آلودگي صوتي بر انسان
مطالعات متعدد نشان داده است كه روبرو شدن با صداهاي ناهنجار، اثر زيان‌آور و مخاطره‌آميزي بر سلامت انسان دارد. نوع و ميزان واكنش انسانهايي كه در محيطهاي پر سر و صدا مشغول به كار بوده و يا در حال زندگي هستند، در طول شبانه‌روز و حتي از مكاني به مكان ديگر متغير است.
به طور كلي اثرات ناهنجار آلودگي صوتي بر انسان را مي‌توان به دو دسته اثرات مستقيم و اثرات غير مستقيم تقسيم كرد، كه به شرح ذيل است:

الف- اثرات مستقيم:

اثرات مستقيم  كه خصوصاً به آسيب‌هاي مربوط به حس شنوايي و مكانيسم ايجاد آنها مربوط مي‌شود. از ساده‌ترين و محسوس‌ترين عوارضي كه سر و صدا براي انسان به ارمغان مي‌آورد، از دست دادن قدرت شنوايي است، حتي صداي مداوم و غيرآزاردهنده نيز براي انسان مضر بوده و حساسيت گوش را نسبت به انواع صداها تقليل مي‌دهد. شنيدن صدايي با شدت صوتي 100 دسي‌بل (واحد اندازه‌گيري شدت صوت) به مدت 10 دقيقه، نياز به استراحتي به مدت 20 دقيقه در محيطي كاملاً آرام دارد تا اثر آن را جبران نمايد.همچنين چنانچه فردی بطور مداوم طی ۸ ساعت در معرض سر و صدای بالای ۷۰ دسی بل قرار گیرد، فشار خون وی تا ۵-۱۰ میل مترجیوه افزایش می یابد  اثرات بلند مدت سر و صدا بر گوش انسان به صورت «كري ادراكي يا عصبي» ظاهر مي‌گردد؛ همچنين در نتيجه كاركردن در محيطهاي شلوغ و پر سر و صدا، سلولهاي شنوايي از بين رفته و منجر به كري غيرقابل برگشت مي‌گردد، كه اين نوع افت شنوايي را در اصطلاح «كري شغلي» مي‌نامند.كه نمونه ي بارز آن بیماری ریناRahnauldاست

بررسی‌ها كه بر روي اين بيماري انجام شده  نشان می‌دهد که کارگران کارخانجات چوب بری که با اره کار می‌کنند و صدای 125 دسی بل را تحمل می‌نمایند شبها وقتی به خانه برمی‌گردند انگشتان آنها سبز رنگ بعد سفید می‌گردد که علائم بیماری وازواسپاستیک می‌باشد که در نتیجه انقباض رگها و نارسایی در جریان خون عارض می‌گردد. که این ناراحتی به نام بیماری رینال یا انگشتان مرده معروف است.

ب- اثرات غيرمستقيم كه عبارتند از:
حساسيت عصبي، تحريك‌پذيري شديد، گرفتگي عضلاني، شوك عصبي، خستگي جسمي و روحي، سرگيجه، ترس و اضطراب، آشفتگي خواب، آلرژي، افزايش ضربان قلب و فشارخون، اختلال در تعادل بدن، انقباض عروق خوني پوست، كاهش فعاليت سيستم گوارشي و سوء هاضمه، ضعف قوه بينايي و جنسي، تماي به قتل و خودكشي و غيره.
لازم به يادآوري است كه از ميان اثرات مذكور، اثرات ذهني و رواني بر حسب حساسيت شخص، موقعيت، زمان و حالات رواني افراد متفاوت است؛ اما در مجموع، از قدرت فراگيري افراد كاسته، و بر تعداد اشتباهات در انجام كارهاي فكري مي‌افزايد.

روش‌هاي كنترل آلودگي صوتي:
با توجه به عوارض و پيامدهاي نامطلوب آلودگي صوتي در محيطهاي طبيعي، اجتماعي و بويژه انساني، ضرورت كنترل آن بطور جدي مطرح مي‌گردد؛ از اين رو، به منظور مقابله با اين مسأله، روش‌هاي مختلفي وجود دارد كه در ذيل به برخي از آنها اشاره مي‌شود.

كاهش يا حذف سر و صدا از منبع توليد، كه به اين منظور بايد از تجهيزات و امكانات فني و عملي بهره گرفت.

 

1

جلوگيري از انتقال سر و صدا از منبع توليد، كه به اين منظور بايد بين منبع مولد سر و صدا و گيرنده آن سري ايجاد كرد، و يا بايد منبع مولد سر و صدا را به محلي مناسب انتقال داد

2

كنترل صداي ناشي از وسايل نقليه‌ي موتوري، كه به اين منظور بايد از توان دانش ترافيك و حمل و نقل شهري در مكان‌يابي تأسيسات و تجهيزات، هدايت سفرهاي درون شهري، كنترل سرعت، كنترل فني وسيله نقليه و... بهره گرفت

3

ايجاد فضاهاي سبز، از طريق كاشت درختان و درخچه‌ها

4

آموزش عمومي افراد جامعه، به منظور ارتقاء فرهنگ شهري و اجتماعي نظير ملاحظه در استفاده از بوق اتومبيل، كنترل صداي راديو و تلويزيون و غيره

5

 ـ با توجه به این که بیشتر آلودگی‌های صوتی در شهرها ناشی از رفت و‌آمد موتورسیکلت‌ها و خودروهای سواری و باری است، باید به هنگام ساخت آنها استانداردهای جهانی آلودگی صوتی مورد توجه قرار گیرد.

ـ باید مشاغلی که موجب آلودگی صوتی در مناطق مسکونی می‌شود، مانند کارگاه‌های آهنگری، صافکاری، جوشکاری، پرسکاری، تراشکاری و مانند آنها به خارج از مناطق مسکونی منتقل شود.

ـ در مناطق مسکونی از نصب و استقرار کارخانه‌های صنعتی که افزایش آلودگی صوتی را در پی دارد، جلوگیری به عمل آید.

ـ خروج ایستگاه‌ قطارهای بین شهری، فرودگاه‌ها، پایانه‌های مسافربری بین شهری، پادگان‌ها و پارکینگ‌های ترابری از مناطق مسکونی عامل مهمی در کاهش آلودگی صوتی شهرهای بزرگ به شمار می‌رود.

ـ از رفت و آمد خودروهای سواری و باری، قطارهای شهری و بین شهری، هواپیماها و سایر وسایل حمل و نقل که به دلیل طول عمر زیاد از رده خارج شده اند، جلوگیری شود.

ـ برای جلوگیری از استفاده مردم از خودروهای شخصی و موتورسیکلت‌هایی که موجب افزایش آلاینده‌های صوتی می‌شوند و همچنین جایگزین کردن خودرو‌های عمومی که با استاندارد‌های جهانی ساخته شده‌اند، با استفاده از رسانه‌های عمومی فرهنگ سازی شود.

ـ پلیس راهنمایی و رانندگی، شرکت‌های کنترل کیفیت هوا و سایر سازمان‌های مسئول باید با نظارت کامل با کسانی که موجب آلودگی صوتی می‌شوند و یا از وسایل آلوده کننده صوتی استفاده می‌کنند براساس قانون برخورد جدی کنند.

نتيجه‌گيري:
آلودگي صوتي خطري است كه آسايش جسم و روان انسان‌ها را در شهرهاي بزرگ در معرض تهديد جدي قرار داده است. تنوع طلبي در زندگي نوين امروز، انسان را در محيط شهري خويش با انواع و اقسام وسايل آزاردهنده‌ي گوش روبرو كرده است؛ و به عبارتي بهتر، پيشرفت صاعقه آساي ماشينيسم، خوي انطباق‌پذيري با وضعيت نابسامان امروز را از مردم ما گرفته است. متأسفانه در جامعه‌ي ما تا مشكل و معضل، علني و عمق نشده باشد، به فكر چاره‌انديشي و چاره‌جويي نيستيم، لذا هر چند كه در حال حاضر، سازمان محيط زيست ميئوليت كنترل آلودگي صوتي را عهده‌دار بوده و شهرداري نيز در اجراي سياست‌گذاري‌ها، مي‌تواند به عنوان يك حامي ايفاي نقش كند، بايد بطور جدي در مورد آلودگي صوتي و عوارض زيانبار آن، حساسيت بيشتري اعمال نموده و در اين ارتباط، آئين‌نامه‌ها و قوانين خاصي تدوين كرد.با توجه به شاکله اصلی «اصل پنجاهم قانون اساسی» جمهوری اسلامی ایران، حفاظت محیط زیست که هم نسل امروز و هم نسل های بعدی می بایست در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند وظیفه ای عمومی تلقی شده و از این رو فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیدا کند، جرم و لذا ممنوع است. هم اینک در شرایطی به سر می بریم که اخباری مبنی بر اعلام فهرست حدود ۶۰۰ نقطه خارج از حد استاندارد آلودگی صوتی در تهران منتشر شده و نشانه هشداری جدی برای همه شهروندانی است که در شرایط نابسامان هشدار و فرابحرانی روزگار را سپری می کنند
.

 

محمدزاده، رحمت، (پاييز 1376)، روشهاي كنترل آلودگي صوتي از طريق برنامه‌ريزي فيزيكي، مجله رشد آموزش جغرافيا، شماره مسلسل 44، صفحات 4 تا 11

 

1

ملكوتيان، محمد، (1357)، آلودگي صوتي، تهران: انتشارات دانشگاه آزاد ايران

2

نصيري، پروين، (بهمن 1374)، آلودگي صدا يكي از مشكلات زيست محيطي امروز، مجله زن و روز، شماره مسلسل 1543، صفحات 8 تا 11

3

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1392ساعت 16:0  توسط سعید قلندرزهی  | 

نقش جنگل ها و مراتع در مبارزه با آلودگي هوا

 

نقش جنگل ها و مراتع در مبارزه با آلودگي هوا

آلودگي هوا چه درمناطق شهري بوسيله وسايل دود زا و کارخانجات وساير منآبع آلوده کننده و چه در مناطق بيآباني در اثر حرکت و جآبجائي ماسه ها و گرد و غبار بوسيله باد وجود دارد. مواد سمي موجود در هواي شهرها فقط از لوله اگزوز ماشينها و يا دودکش کارخانه هاي داخل شهر خارج نمي شود بلکه بادهايي که از اطراف مي وزند سبب مي گردند که گرد و غبار و گازهاي کارخانه‌هاي اطراف را هم وارد شهر نمايند و به غلظت مواد سمي هواي مناطق مسکوني بيافزايند. درختان در جلوگيري و کاهش آلودگي هوا که در بالا ذکر شد نقش اساسي دارند. بطور مثال يک درخت صد ساله راش با 2.5 تن وزن (وزن چوب خشک) در طول عمر خود 12.5 ميليون متر مکعب گاز کربنيک هوا را جذب کرده است تا بتواند اين مقدار چوب را توليد کند. همچنين درختان باد حامل ذرات ريز را شانه مي کنند و مي‌توانند در هر هکتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب دهند. اين موضوع براي مناطق بيآباني و شهرهايي که مورد تهاجم شن هاي روان قرار مي‌گيرند. بسيار حائز اهميت است چون با ايجاد کمربند سبز مي‌توان از ورود گرد و غبار بداخل شهر جلوگيري کرد. همگام با شانه کردن گرد و غبار هوا، جنگل مقدار زيادي از باکتريها و ميکروبهاي معلق در هوا را در لاي شاخ و برگ خود رسوب مي دهد. مقدار باکتريهاي موجود در هواي جنگل به مراتب کمتر از مناطق غير جنگلي است.

 

طبق بررسيهاي دانشمندان روسيه درختان کاج، گردو، پيسه آ، آبيس سيبري، بلوط، فندق، اوکاليپتوس، ارس، افرا، بيد، زبان گنجشک و داغداغان از خود موادي در هوا پخش مي کنند که باعث از بين رفتن بسياري از باکتريها و قارچ هاي تک سلولي و برخي از حشرات مضر مي شود اين ماده را توکين ( Tukin ) در سال 1956 فيتونسيد ناميده است. به طور مثال اگر پشه و يا مگس را زير سرپوشي قرار دهيم که در آن برگهاي خرد شده اکاليپتوس و با زبان گنجشک وجود داشته باشد حشره فوق پس از مدتي مي ميرد. براي مبارزه با بيماري سل افراد مبتلا را در روسيه براي استراحت به مناطقي که جنگل هاي کاج وجود دارد مي فرستند. با توجه به آنچه ذکر شد متوجه مي‌شويم که اهميت جنگل فقط در تصفيه هوا از گرد و غبار نيست، بلکه در ضد عفوني هوا هم نقش موثري دارد و اين مسئله ايجاد فضاي سبز در اطراف و داخل شهرها و اطراف بيمارستان‌ها، ‌مدارس و اماکن  عمومي را بخوبي گويا مي سازد.

مراتع نيز در مناطق بيآباني همچون پوششي روي خاکها و ماسه‌ها را گرفته و اجازه حرکت به آنها نمي دهند و در مناطقي که حرکت خاک وجود داشته باشد مقادير زيادي از آن را در پاي بوته‌ها رسوب مي دهد.

 

تاثير جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاک

عمل فرسايش بيشتر بوسيله آب و باد صورت مي گيرد. بادهاي مداوم در اثر ايجاد اختلالاتي در زندگي گياه و تبخير رطوبت زمين که منجر به خشکي بيش از حد خاک مي گردند، سبب مي شوند که تجديد حيات نباتات متوقف و يا به کندي صورت گيرد و با کم شدن پوشش گياهي عمل فرسايش آغاز شود. اگر انسان هم با بهره برداري بي رويه از بين رفتن گياهان را ناخواسته تسريع نمايد آنگاه مراکز مهم کشاورزي و صنعتي و مسکوني در معرض تهديد قرار مي‌گيرند.

 

 

جنگل به کمک شاخ و برگ درختان، از سرعت باد مي کاهد و با ريشه گياهان، خاک را حفظ مي کند و مانع ايجاد فرسايش مي شود. بعلت آرام بودن هواي داخل جنگل تبخير بسيار ناچيز بوده و خطر خشک شدن خاک که از شرايط مهم آغاز فرسايش است از بين مي‌رود. نزولات آسماني در مناطق فاقد گياه در روي زمين به صورت هرز آبهاي سيل آسا جاري مي شوند و چون مقاومتي در برآبر خود نمي بينند ذرات ريز و درشت خاک را حمل مي کنند و بتدريج در مسير خود و يا در پشت سدها و درياچه‌ها رسوب مي دهند، گاهي سبب طغيان رودخانه‌ها مي گردند و خسارات جانبي و مالي زيادي بار مي‌آوردند. در مناطقي که پوشش گياهي وجود دارد، هنگام بارندگي قطرات باران به علت انرژي که در مسير خود و همچنين تاثير قوه جاذبه زمين کسب مي کنند و مي توانند موجب متلاشي شدن ذرات خاک و جآبجايي آن شوند در اثر برخورد به شاخ و برگ گياهان به ذرات بسيار ريز تبديل گشته و به آهستگي روي خاک مي رسند.

 

 از طرفي بقاياي نباتي کف جنگل و مراتع همچون اسفنجي آب حاصل از بارندگي را د رخود جذب نموده و به آهستگي روي خاک رها مي کند و بدينوسيله خطر شتشوي خاک از بين رفته و خاک حفظ مي شود. در مورد نقش‌ پوشش‌ سطح‌ خاک‌ در کاهش‌ ضربه‌ قطرات‌ باران‌ آزمايشي‌ توسط‌ يکي‌ ازمتخصصين‌ مربوطه‌ (Hadson) در دو قطعه‌ زمين‌ انجام‌ گرفته‌ است‌. در اين‌ آزمايش‌ آبتدا علفهاي‌موجود زمين‌ با دست‌ کنده‌ شده‌ و سپس‌ زمين‌ به‌ دو قطعه‌ مساوي‌ تقسيم‌ شده‌ است‌. روي‌ يکي‌ ازقطعات‌ دو لايه‌ تور سيمي‌ ريز بافت‌ قرار داده‌ شد قطرات‌ باران‌ در اثر برخورد با آن‌ شکسته‌ شده‌ وبه‌ صورت‌ قطرات‌ بسيار ريزي‌ درآمد (شکسته‌ شدن‌ قطرات‌ عيناً توسط‌ شاخه‌ و برگ‌ پوشش‌گياهي‌ هم‌ صورت‌ مي‌گيرد) خاک‌ از دست‌ رفته‌ از اين‌ دو قطعه‌ (قطعه‌ پوشيده‌ شده‌ با تور سيمي‌ وقطعه‌ لخت‌) در طول‌ 10 سال‌ اندازه‌گيري‌ شد.  نتايج‌ بدست‌ آمده‌ از 10 سال‌ آزمايش‌ نشان‌ دادکه‌ خاک‌ از بين‌ رفته‌ از قطعه‌ لخت‌ بيش‌ از 100 برآبر خاک‌ فرسايش يافته‌ از قطعه‌ پوشش‌دار مي‌باشد.

 

گذشته‌ از اين‌ فرسايش‌ خاک‌ در منطقه‌ جنگلي‌ با فرسايش‌ خاک‌ در مناطق‌ ديگر تفاوت‌ دارد اگرچه‌ هر دو بلايي‌ است‌ که‌ بر خاک‌ وارد مي‌شود ولي‌ خاکهاي‌ مناطق‌ جنگلي‌ بسيار حاصلخيزتر ازمناطق‌ ديگر است‌ با فرسايش‌ خاک‌ مواد حاصلخيزي‌ که‌ طي‌ ساليان‌ متمادي‌ در خاک‌ ذخيره‌شده‌اند از دست‌ مي‌رود. در تحقيقات‌ انجام‌ شده‌ در يکي‌ از ايالت‌هاي‌ آمريکا (New Hampshire) ثآبت‌ شده‌ است‌ که‌ پس‌ از بريدن‌ درختان‌ يک‌ جنگل‌، جريان‌ آب‌ حاصل‌از بارندگي‌ در عرض‌ دو سال‌ در هر هکتار 95 کيلوگرم‌ ازت‌ نيتراتي‌ و 89 کيلوگرم‌ کلسيم‌ را از بين‌برده‌ است‌ در حاليکه‌ در يک‌ جنگل‌ دست‌ نخورده‌ ميزان‌ ازت‌ نه‌ تنها از بين‌ نرفته‌ بلکه‌ در هر هکتار2 کيلوگرم‌ نيز به‌ ميزان‌ آن‌ افزوده‌ شده‌ است‌. اين‌ مقدار ازت‌ از باران‌ دريافت‌ شده‌ است‌. همچنين‌کلسيم‌ از بين‌ رفته‌ بسيار کم‌ بوده‌ و مقدار آن‌ 7 کيلوگرم‌ در هکتار بوده‌ است‌.

 

جنگل، مادر چشمه ها و رودخانه ها ست

 

امروز با داشتن جمعيتي بالغ بر  65 ميليون نفر نظاره گر نابودي نه تنها باغها و کشتزارها بلکه شاهد از بين رفتن خانه و کاشانه و احشام و حتي جان مردم بوسيلة سيلابهاي مهيبي هستيم که کمتر سابقه داشته است. با نگاهي به گذشتة‌ نه چندان دور در مي يابيم بسياري از مناطقي که زماني بوسيلة‌ درخت و درختچه و بوته و گياهان علوفه اي پوشيده شده بود، امروز بر اثر قطع بي روية درختان، درختچه ها و بوته کني و چراي مفرط و آتش سوزي حتي آثاري از درختان و درختچه هاي بومي در بعضي از استانها به چشم نمي خورد ، حال چه انتظاري غير از اين وقايع تلخ و ناگوار مي توان داشت، که گفته اند هر کسي آن درود، عاقبت کار، که کشت.

 

 

با روندي که از سالها قبل در مورد قطع درختان در جنگل هاي شمال و جنگل هاي حفاظتي و حمايتي ساير نقاط کشور وجود داشته و کماکان نيز شاهد هستيم، اکنون نظاره گر بروز سيلابهاي خطرسازي شده ايم که دست کم تا کنون در استانهاي سرسبز شمال کشور مشاهده نشده است. اين‌  حوادث‌  ناگوار  در  مناطق  ‌سرسبز شمال  ‌کشور  که  ‌روزگار  ‌درازي  ‌به  ‌برکت‌  وجود  پوشش‌  جنگلي  ‌انبوه‌، بارشهاي‌  منظم  ‌و  کافي‌،  خاکهاي  ‌عميق‌  و  حاصلخيز  و  تعادل  ‌پايدار اکوسيستم‌،  بعنوان  ‌جزيره‌هاي  ‌امن  ‌و  مصون  ‌از  آفات‌  و  بلاياي  ‌طبيعي ‌همچون  ‌سيل‌  محسوب‌  مي‌شد  بصورت  ‌وحشتناکي  ‌عيان  ‌شده  ‌است‌.

سيل مرداد 1380 فقط در منطقه  ‌مينودشت‌  و  کلاله) استان‌  گلستان‌)  بيش  ‌از 300  کشته  ‌و  270  مفقود  و 600 ميليارد  ريال  ‌خسارت‌  بجاي  ‌گذاشت ([3][1]).  مي توان گفت ‌هر  چند  سيلابها  ناشي از  بارندگي  ‌هستند  ولي‌  آنچه ‌بيشتر  موجب‌  بروز  سيلابها  شده‌اند،  عمل  ‌متقابل‌  و  قانونمند  طبيعت‌  در برابر  بهره‌برداري‌هاي  ‌بي‌رويه  ‌انسان‌،  کاربري‌هاي  ‌نادرست‌  اراضي‌  و استفاده‌هاي  ‌نابخردانه‌  انسان  ‌از  منابع  ‌بيکران  ‌آن‌  است‌.  طبيعت  ‌بويژه‌  مناطق‌ کوهستاني  ‌بنا  به  ‌ماهيت‌  خود  شکننده‌اند  و  فشارهاي  ‌جمعيت‌  رو  به  ‌رشد انسان  ‌و  استفاده‌هاي  ‌نامعقول‌  آنها  را  بر  نمي‌تابند  به  ‌همين  ‌دليل  ‌با آهنگي ‌سريع ‌رو به ‌تخريب ‌گذاشته‌اند و براي‌ انسان‌ پيامدهاي ‌ويرانگري‌ نظير سيل ‌به ‌بار مي‌آورند.

نقش اقتصادي جنگل

 

به طور کلي درآمد جنگل را به صورت ملموس و غير ملموس بررسي مي نمايند، درآمد غير ملموس آن در ارتباط با نقش و ويژگيهاي جنگل است که قبلاً بر شمرده شده است و غير از  توليد مستقيم آن است. بررسيهاي کارشناسي نشان مي دهد در صورت احياء جنگلهاي شمال و غرب و جنوب کشور و استفاده کامل از تمامي استعداد توليد جنگل در يک برنامة دراز مدت به درآمد ساليانه اي معادل 280 ميليارد ريال دست خواهيم يافت و برخلاف درآمد حاصل از نفت که روزي پايان خواهد يافت، جنگل به عنوان يک واحد توليدي پايا با درآمد مستمر مي تواند نقش اقتصادي ارزنده اي در دراز مدت داشته باشد. گذشته از اين فرآورده هاي جنگلي اعم از چوب و يا ساير محصولات فرعي ديگر چرخ هزاران هزار واحد توليدي اعم از کوچک و بزرگ را در سراسر جهان به گردش در مي آورند، زيرا جنگل تامين کننده مواد اوليه بسياري از صنايع بوده که آن صنايع با يکديگر روابط متقابل بنيادي دارند. بطور مثال کارخانجات صنايع چوب و صنايع کاغذ با صنايع ديگر بيش از 100 نوع تبادل کالا دارند که اين موضوع نقش قابل توجهي در تحرک اقتصاد کشور دارد. علاوه بر اين درختان منبع تامين مواد اوليه براي صنعت داروسازي مدرن نيز مي باشند بطوري که بيش از 25 درصد مواد مورد نياز صنعت داروسازي مستقيماً از درختان بدست مي آيد

 

فوايد ديگر جنگلها و مراتع را مي توان در حفظ ذخاير ژنتيک گياهي و جانوري، تامين غذا و مامني براي وحوش و پرندگان و بالاخره اکوتوريسم دانست.

نقش‌ جنگلها و مراتع‌ در جلوگيري‌ از رانش‌ زمين‌

 

رشد درختان‌ در دامنه‌ها سبب‌ افزايش‌ پايداري‌ خاک‌ مي‌گردد.ريشه‌ درختان‌ با فرو رفتن‌ درخاکهاي‌ حساس‌ به‌ لغزش‌ مانند ستونهايي‌ عمل‌ کرده‌ و با ايجاد شبکه‌ متراکم‌ ريشه‌اي‌ از بهم‌پاشيدن‌ قطعات‌ يا بلوکهاي‌ لغزشي‌ جلوگيري‌ مي‌کنند.مطالعات‌ انجام‌ شده‌ در منطقه‌ جنوب‌شرقي‌ آلاسکا نشان‌ داد که‌ پس‌ از قطع‌ درختان‌، افزايش‌ قآبل‌ ملاحظه‌اي‌ در تعداد لغزش‌هاصورت‌ گرفت‌ آنها نتيجه‌ گرفتند که‌ نابودي‌ و فساد تدريجي‌ سيستم‌هاي‌ تداخلي‌ ريشه‌ درختان‌(پس‌ از قطع‌ آنها) عامل‌ وقوع‌ لغزشها بودند. هر چند عده‌اي‌ اعتقاد دارند که‌ در بعضي‌ موارد درختان‌ به‌ دليل‌ نيروي‌ وزن‌ خود و يا بر اثر نيرويي‌ که‌ توسط‌ باد در بعضي‌ از مناطق‌ به‌ درختان‌وارد مي‌شود ممکن‌ است‌ باعث‌ لغزش‌ شوند ولي‌ به‌ دلايل‌ زير نقش‌ پوشش‌ گياهي‌ در جلوگيري‌از حرکت‌ زمين‌ کاملاً آشکار است‌

يکي‌ از عوامل‌ مهم‌ و مؤثر در حرکت‌هاي‌ توده‌اي‌ يا رانش‌ زمين‌ وجود رطوبت‌ در خاک‌است‌ در ايران‌ نيز اکثر لغزشها معمولاً در دامنه‌هاي‌ رو به‌ شمال‌ (سايه‌گير)که‌ رطوبت‌ بيشتري‌نسبت‌ به‌ دامنه‌ جنوبي‌ دارند اتفاِق مي‌افتد.بنآبراين‌ درختان‌ با انجام‌ عمل‌ تبخير و تعرِق و درنتيجه‌ کم‌ کردن‌ ظرفيت‌ نگهداري‌ آب‌ خاک‌، نقشي‌ اساسي‌ در اين‌ مورد ايفا مي‌کنند درختان‌ بامصرف‌ بالاي‌ آب‌ و تعرِق زياد در حقيقت‌ عمل‌ زهکشي‌ خاک‌ را انجام‌ مي‌دهند و در نتيجه‌ آن‌ راسبک‌ نگه‌ مي‌دارند. مطالعات‌ انجام‌ شده‌ در امريکا (ايالت‌ اوهايو)نشان‌ مي‌دهد که‌ ضريب‌ اطمينان‌در برآبر لغزش‌، در دامنه‌هاي‌ جنگلي‌ پوشيده‌ از درخت‌ 9 برابر بيشتر از دامنه‌هاي‌ بدون‌ درخت‌است‌.

 نقش‌ ديگر درختان‌ در حفظ‌ خاک‌ از خطر لغزش‌، وجود فرايندي‌ بنام‌ برگآب‌(Interception) است‌. يعني‌ در طي‌ هر بارندگي‌ مقداري‌ از بارش‌ توسط‌ تاج‌ درختان‌ گرفته‌ شده‌ و قبل‌ از رسيدن‌ به‌ خاک‌ تبخير مي‌گردد. اين‌ مقدار بارندگي‌ از اين‌ جهت‌ که‌ در خاک‌ نفوذ نمي‌کند در خشکي‌ خاک‌ و جلوگيري‌ از حرکت‌ زمين‌ مؤثر مي‌باشد. ميزان‌ برگاب‌ بستگي‌ به‌ شکل‌ برگها وتاج‌ درختان‌ دارد و ميزان‌ آن‌ بسته‌ به‌ اينکه‌ درخت‌ در چند ماه‌ از سال‌ برگ‌ داشته‌ باشد تغييرمي‌کند. بنآبراين‌ در درختکاري‌ها استفاده‌ از نهال‌ درختاني‌ که‌ در زمستان‌ برگ‌ دارند براي‌ اينگونه‌محلها مناسب تر است‌.

همانگونه‌ که‌ قبلاً گفته‌ شد ريشه‌ درختان‌ از طريق‌ جذب‌ بخشي‌ از آب‌ زيرزميني‌ و خشک‌کردن‌ خاک‌ نقش‌ عمده‌اي‌ در پايداري‌ دامنه‌ها دارند.از اين‌ لحاظ‌ گياهان‌ داراي‌ ريشه‌هاي‌ عميق‌تر و با انشعابات‌ بيشتر نقش‌ بهتري‌ در حفظ‌ خاک‌ خواهند داشت‌. متأسفانه‌ انسان‌ بر اثر تخريب‌پوشش‌ گياهي‌ از قبيل‌ تبديل‌ جنگل‌ به‌ زمين‌ زراعتي‌، شهرسازي‌ و همچنين‌ جاده‌سازي‌ غيراصولي‌ و ايجاد تأسيسات‌ ارتباطي‌ نقش‌ مهمي‌ در ايجاد لغزش‌ دارد. نتايج‌ حاصل‌ از يک‌تحقيق‌ در يک‌ منطقه‌ جنگلي‌ شمال‌ کشور (حوضه‌ واز از توابع‌ شهرستان‌ نور)نشان‌ داده‌ است‌بيشترين‌ لغزشها در دامنه‌هايي‌ اتفاِق افتاده‌ است‌ که‌ قطع‌ يکسره‌ جنگل‌ وجود داشته‌ است‌. اين‌قطع‌ جنگل‌ به‌ منظور عبور دکل‌ هاي برِق فشار قوي‌ و احداث‌ جاده‌ صورت‌ گرفته‌ است‌.

در اين‌ زمينه‌ تحقيق‌ ديگري‌ در غرب‌ کشور (چهار محال‌ بختياري‌منطقه‌ اردل‌) صورت‌ گرفته‌ است‌. به‌ استناد اين‌ تحقيق‌ منطقه‌اي‌ که‌ در آن‌ لغزش‌ حادث‌ شده‌در 40 سال‌ گذشته‌ (با استناد به‌ عکس‌هاي‌ هوايي‌ سال‌ 1335) داراي‌ جنگل‌ بلوط‌ با تاج‌ پوششي‌حدود 40 درصد بوده‌ که‌ بر اثر قطع‌ بي‌رويه‌ و تبديل‌ اراضي‌ جنگلي‌ به‌ زراعت‌ ديم‌، هم‌اکنون‌درصد تاج‌ پوشش‌ آن‌ به‌ حدود 2 درصد رسيده‌ است‌. بنابراين‌ تخريب‌ و قطع‌ پوشش‌ گياهي‌باعث‌ تغيير چرخه‌ آب‌ بصورت‌ کاهش‌ تبخير و تعرقِ در منطقه‌ و افزايش‌ آب‌ زيرزميني‌ در دامنه‌لغزش‌ يافته‌ شده‌ است‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ نقش‌ ارزنده‌ جنگل‌ها با استناد به‌ تحقيقات‌ مستدل‌ در مورداين‌ بليه‌ نيز کاملاً آشکار است‌.

نقش جنگلها و مراتع در‌ جلوگيري‌ از وقوع‌ بهمن‌

پوشش‌ گياهي‌ از نوع‌ بوته‌اي‌ يا بالشتکي‌ سطوح‌ ناهمواري‌ ايجاد کرده‌ وخطر سقوط‌ بهمن‌ را کاهش‌ مي‌دهد.لذا در نقاطي‌ که‌ حتي‌ براي‌ ورزش‌ اسکي‌ استفاده مي شود، بهتر است‌ هم‌ محل‌ اسکي‌ و هم‌ ارتفاعات‌ مشرف‌ به‌ آن‌ را با گونه‌هاي‌ مرتعي‌ نوع‌ بوته‌اي‌ و بالشتکي‌ تقويت‌ کرد. براي‌ جلوگيري‌ از وقوع‌ بهمن‌ علاوه‌ بر اقدامات‌ مکانيکي‌ (مانند پايه‌هاي‌چوبي‌، نرده‌هاي‌ فلزي‌ و ديواره‌هاي‌ سنگي‌)، عمليات‌ بيولوژيکي‌ از قبيل‌ جنگل‌کاري‌ در صدر برنامه‌هاي‌ مبارزه‌ با اينگونه‌ خطرات‌ است‌.در مناطق‌ بهمن‌ خيز براي‌ جلوگيري‌ از خطرات‌ ناشي‌از آن‌ در محلهاي‌ آغاز حرکت‌ توده‌هاي‌ برفي‌ اقدام‌ به‌ جنگل‌کاري‌ مي‌شود. معمولاً جنگل‌کاري‌ در روي‌ خطوط‌ تراز و با ايجاد بانکت‌ صورت‌ مي‌گيرد (البته‌ به‌ روشهاي‌ ديگر هم‌ اقدام‌ به‌جنگل‌کاري‌ مي‌شود).

انتخاب‌ نوع‌ گونه‌ براي‌ اينکار حائز اهميت‌ است‌ و کاشت‌ رديفي‌ گونه‌هاي‌ جنگلي‌ سوزني‌برگ‌ و پهن‌برگان‌ مقاوم‌ مي‌توانند مانع‌ اينگونه‌ خسارتها شوندبراي اينکار‌ درختان‌ بصورت‌ شبکه‌اي‌ طراحي‌ شده‌ و مورد استفاده‌ قرار مي گيرند.در بسياري‌ از مناطق‌ که‌ بوسيله‌ عمليات‌ مکانيکي‌ با حرکت‌ بهمن‌ مبارزه‌ مي‌شود بازهم‌ نقش‌ جنگل‌کاري‌ از نظر دور نمي‌ماند زيرا پس‌ از احداث‌ بهمن‌شکن‌ها در پناه‌ و يا بين‌ آنها يک‌ شبکه‌ چند رديفي‌ جنگل‌کاري‌مي‌شود چرا که‌ عمر موانع‌ مکانيکي‌ کوتاه‌ است‌ و پس‌ از مدتي‌ مستهلک‌ مي‌شود در حاليکه‌گونه‌هاي‌ جنگلي‌ در اين‌ مدت‌ رشد نموده‌ و با از بين‌ رفتن‌ موانع‌، بصورت‌ يک‌ ديواره‌بيولوژيکي‌ (زنده‌) عمل‌ مي‌کنند.

 به‌ اين‌ ترتيب‌ در مورد جلوگيري‌ و يا کاهش‌ اثرات‌ اين‌ بليه‌ طبيعي‌نيز استقرار گونه‌هاي‌ جنگلي‌ بهترين‌ روش‌ مبارزه‌ است‌ همچنانکه‌ در هر محلي‌ که‌ گونه‌هاي‌جنگلي‌ وجود دارند بهمن‌ اتفاقِ نمي‌افتد زيرا قبل‌ از اينکه‌ برفي‌ رويهم‌ انباشته‌ شود مقدار زيادي‌از آن‌ بوسيله‌ تاج‌ پوشش‌ درختان‌ گرفته‌ مي‌شود و به‌ زمين‌ نمي‌رسد.

 

اثر جنگل ها و مراتع درتلطيف هوا

جنگل ها و مراتع و به طور کلي گياهان سبز در نتيجه عمل کربن‌گيري مرتباً گاز کربنيک هوا را که در اثر تنفس حيوانات و انسان و فعل و انفعالات شيميايي و آلودگيهاي محيط زيست وارد هوا مي شوند جذب نموده و گاز اکسيژن را که يک ماده حياتي براي موجودات زنده به شمار مي رود پس مي دهند. بررسي هاي انجام شده نشان داده است هنگام کربن گيري درختان، از 264 گرم انيدريد کربنيک هوا مقدار 192 گرم اکسيژن آزاد مي شود از اين نظر هر هکتار جنگل قادر است سالانه 2.5 تن اکسيژن (اکسيژن لازم براي 10 نفر در سال) آزاد کند. با اين حسآب فقط جنگل هاي شمال کشور مي تواند اکسيژن لازم براي 19 ميليون نفر را در طول يک سال تامين کند. در مجموع حدود 60 درصد از اکسيژن مصرفي جهان بوسيله فضاي سبز تامين مي شود از اين رو تلطيف هوا و تأمين اکسيژن مورد نياز جانداران از فوايد مهم جنگل و فضاي سبز مي باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1392ساعت 15:59  توسط سعید قلندرزهی  | 

تقسیمات اکولوژِی


تقسیمات اکولوژی:
اکولوژی را بر مبنای شرایط مطالعه به دو بخش می‌توان تقسیم کرد.
اتواکولوژی (Autoecology)
از دید مکتب فرانسوی اگر یک موجود زنده به تنهایی در ارتباط با محیط مطالعه شود و هیچگونه رابطه‌ای با موجودات زنده دیگر در محیط نداشته باشد این نوع مطالعه اتواکولوژی است. مثلا گیاهان در مناطق نزدیک قطب یا در بیابانها در فواصل بسیار دور از همدیگر رشد و زندگی می‌کنند و عملا هیچگونه ارتباط زیستی اعم از حمایت یا رقابت با همدیگر ندارند، مطالعه در چنین محیطهایی داخل بحث اتواکولوژی قرار دارد. در مکتب آمریکایی اگر موجود زنده‌ای به حالت منفرد و یا عده‌ای از افراد متعلق به یک گونه واحد در رابطه با محیط بررسی شوند این مطالعه اتواکولوژی است.
سین اکولوژی (Synecology)
وقتی موجود زنده در کنار موجودات زنده دیگر اعم از اینکه به گونه واحد یا گونه‌های متعددی متعلق باشند، زندگی کند، مطالعه اکولوژی چنین موجودی در محدوده بحثهای سین اکولوژی می‌باشد. یا به عبارت دیگر اگر موجود یا موجودات زنده در جمع سایر موجودات زنده مورد بررسی قرار گیرد. مطالعه از نوع سین اکولوژی است. مثلا مطالعه یک درخت بلوط یا درختان بلوط در یک جنگل و در جمع سایر گیاهان و جانوران.
مباحث مورد بحث در اکولوژی عمومی:
اکوسیستم:
کلیه موجودات زنده یک ناحیه مفروض را که با محیط فیزیکی خود در کنش متقابل هستند. بطوریکه جریان انرژی در آن موجب پیدایش ساختمان مشخص تغذیه‌ای ، تنوع زیستی و گردش مواد گردد و چرخه دقیقا یا تقریبا بسته برای انتقال مواد بین محیط و موجودات زنده برقرار گردد که تثبیت و انتقال انرژی خورشید را ممکن سازد، اکوسیستم نامیده می‌شود. مباحثی که در داخل اکوسیستم بحث می‌شود شامل این موارد است. اجزای اکوسیستم ، فاکتورهای محیطی و شیمیایی در اکوسیستم ، تولید و تجزیه در اکوسیستم ، جریان ماده و انرژی در داخل اکوسیستم ، تولیدات غذایی در اکوسیستم ، زنجیره‌های غذایی و شبکه غذایی و هرمهای اکولوژیکی.
اصول کلی در مورد مطالعه محیط:
یکی از این اصول میدان اکولوژی یا نیش اکولوژی می‌باشد. منظور از میدان اکولوژی یک موجود زنده مجموعه‌ای از شرایط محیط است که موجود زنده در طبیعت تحت آنها زندگی می‌کند. در این محدوده باید دامنه نوسان محیط و اثرات آنرا در روی پدیده‌های حیاتی بررسی و مشخص کنیم. از اصول دیگر می‌توان به عوامل محدود کننده اشاره کرد. در این مورد دو قانون مینیمم و تحمل بحث می‌شود.
قانون مینیمم می‌گوید که عنصر غذایی که کمترین مقدار را در محیط زندگی جاندار حائز است میزان رشد و نمو آن را تعیین می‌کند. قانون مینیمم در طبیعت حکومت می‌کند. قانون تحمل می‌گوید که وفور و یا شدت عوامل اکولوژیکی می‌توانند مرزها و امکانات رشد و زندگی جانداران را محدود و معین سازند. در این مقوله تطابق موجودات زنده با عوامل محدود کننده ، شرایط مناسب یا Optimal در ارتباط با عوامل محدود کننده بحث می‌شود.
جمعیت:
مفهوم و معنای کلمه جمعیت برای اذهان همه مردم آشناست. وقتی می‌گوییم جمعیت ایران ، منظور همه ایرانیانی است که در یک زمان معین در کشور ایران زندگی کرده یا می‌کنند. از نظر اکولوژی نیز تعریف جمعیت اساسا بر این مبنا است. جمعیت مجموعه افراد متعلق به یک گونه است که در یک فضای معین و در یک زمان مشخص زندگی می‌کنند. زندگی موجودات در حالت انفرادی و اجتماعی عمیقا باهم تفاوت است. بررسی جوامع زنده بخش مهمی از دانش اکولوژی را تحت عنوان سین اکولوژی تشکیل می‌دهد.
آلودگیهای محیط زیست:
ورود هر نوع ماده خارجی به آب ، هوا و خاک به میزانی که کیفیت فیزیکی ، شیمیایی یا بیولوژیکی اجزای محیط را تغییر داده و به حال موجودات زنده مضر باشد، آلودگی نام دارد. مباحثی مرتبط که در اکولوژی مطرح می‌شود شامل مواد آلاینده طبیعی ، مواد آلاینده مصنوعی ، تقسیم بندی آلودگیها ، اثرات مواد آلاینده و آلودگی توسط مواد رادیواکتیو می‌باشد.
زیستگاهها:
زیستگاهها به مکانهایی اطلاق می‌شود که موجود زنده گیاهی و جانوری در آنجا زندگی می‌کنند. فاکتورهای زیادی تعیین کننده نوع زیستگاه موجودات زنده است. زیستگاهها ۴ نوع هستند: زیستگاههای خشکی ، زیستگاههای آبی ، زیستگاههای هوایی و زیستگاههای زیرزمینی. که مطالعه این محیطها و موجودات در آنها در محدوده علم اکولوژی قرار دارد.
ارتباط اکولوژی با سایر علوم:
اکولوژی با رشته‌های فیزیولوژی گیاهی ، گیاه شناسی ، جانور شناسی ، ژنتیک و میکروبیولوژی در ارتباط است.
هر موجود زنده‌ای برای برخی از فرآورده‌ها و فرایندهای زیستی اساسی بطور انکارناپذیری به محیط زیست خود و بویژه به موجودات زنده دیگر وابسته است. لازمه بقا ، همبستگی گروهی است و بررسی چگونگی این همبستگیها مورد توجه دانش اکولوژی است. دانش اکولوژی مجموعه شناختهایی است که انسان درباره اثرات محیط بر روی موجودات زنده ، اثرات موجود زنده بر روی محیط و ارتباطات متقابل بین موجودات زنده دارد.
وقتی موجود زنده‌ای از لحاظ بوم شناسی مورد مطالعه قرار می‌گیرد، هدف این است که معلوم شود، چرا موجود مورد نظر در محیطهای خاص و تحت شرایط معینی زندگی می‌کند؟ شرایط محیطی چه اثراتی بر موجود زنده دارند؟ و موجود زنده به نوبه خود چه تحولاتی در محیط پدید می‌آورد؟ طبیعی است که خود انسان به عنوان یک موجود زنده ، متاثر از عوامل محیط و موثر بر روی عوامل طبیعت در چارچوپ مطالعات اکولوژی از توجه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
تعریف جامعه گیاهی:
کوچکترین واحد اجتماعات گیاهی را جامعه گیاهی می‌نامند. یک جامعه گیاهی مانند سایر جامعه‌ها از افراد متعددی تشکیل یافته است که در بعضی صفات با یکدیگر شباهت دارند و همین اشتراک منافع و وجود صفات مشترک سبب شده است که در شرایط واحد برویند و به طریق همزیستی معنوی با یکدیگر زندگانی کنند. بنابراین دو اجتماع گیاهی که از لحاظ سیمای ظاهری و ترکیب و صفات بوم شناختی (فراوانی ، بارز بودن یا غلبه ، تراکم ، اهلیت ، توانایی زیستی ، طبقه بندی ، وابستگی و …) با یکدیگر مشابه باشند، جامعه گیاهی واحدی را تشکیل می‌دهند

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1392ساعت 15:51  توسط سعید قلندرزهی  | 

اکولو}ی جنگل

1- جنگلداري نزديك به طبيعت (Close to nature forestry)

1-1- تاريخچه

اعمال مديريت جنگلداري سنتي و كلاسيك با قدمت بالغ بر پنج قرن در اروپا شروع شده است . براثر بهره برداري متمركز از جنگل طي چندين دوره به روش قطع يكسره متوالي موجبات فقر مواد آلي و معدني خاك, لغزش و رانش زمين, تغيير مناظر زيبا و زيستگاهاي حيات وحش را فراهم وپديده هاي زيانبار زيست محيطي چون : بارانهاي اسيدي, تخريب لاية ازون, اثر گلخانه اي در زمين, افزايش درصد دي اكسيدكربن و … را در پي داشته است .

بمنظور كاهش اثرات تخريبي ناشي از اجراي جنگلداري كلاسيك و رويكرد تحول و تكامل جنگلداري مدرن و نيز به منظور پاسخگوئي به اعتراضات تشكلهاي غيردولتي طرفداران محيط زيست, جنگلبانان بدنبال راه حلهاي اصولي برآمدند كه در اين راستا «جنگلداري نزديك به طبيعت» به همين منظور پيشنهاد شده است .

«گروه كار براي جنگلداري نزديك به طبيعت» از حدود 50 سال قبل در كشور آلمان شكل گرفت و بعداً در سپتامبر 1989 «اتحادية اروپايي جنگلبانان طرفدار جنگلداري نزديك به طبيعت- Prosilva) تشكيل شده كه برخي از اعتقادات و الزامات مهم اتحاديه براي برنامه ريزي در جنگلداري مدرن در ادامه اين نوشتار مي آيد 

1-2- اصول جنگلداري نزديك به طبيعت

اصل اول : شناخت ظرفيتهاي اكوسيستم هاي جنگلي :

اساس و پاية توليد در جنگل خاك آن است لذا بايد نسبت به حفظ و حاصلخيزي خاك و در صورت نياز در تقويت آن اقدام نمود. به همين جهت در جنگلداري بايد از تخريب خاك بصورت هاي لغزش و رانش, فرسايش, آبشويي عناصر و كوبيدگي خاك جلوگيري نمود . بايد از قطع يكسره وسيع, استفاده از ماشين آلات سنگين بهره برداري و حمل و نقل بويژه در زمين هاي حساس به رانش خودداري نمود . حجم سرپا را به حد مطلوب رسانده تنوع زيستي را تقويت نمود .

استقرار تجديد حيات در حد نياز مورد توجه قرار گيرد بطوريكه از نظر اكولوژيكي روند تعادل انرژي به حداكثر برسد . خوشبختانه جنگلهاي خزري شمال كشور, بدليل عدم قطع يكسره در سطوح گسترده (فقط در جنگلهاي مخروبه و با هدف تسريع در احياء) و بر هم زدن اكوسيستم هاي آن, از ظرفيت هاي بسيار بالايي برخوردار مي باشد ولي حاصلخيزي خاك جنگلهاي زاگرس در غرب كشور بدليل حاد بودن مسائل اجتماعي اقتصادي و دامداري سنتي و فرسايش شديد خاك با آسيب هاي جدي مواجه شده است.

اصل دوم : متناسب بودن گونه ها و ساختار توده ها با رويشگاه

هر رويشگاه ظرفيت خاصي براي تنوع گونه اي و كميت و كيفيت آن جنگل دارد, بطوريكه در رويشگاهي گونه راش از رشد بالايي برخوردار است ولي رويشگاه ديگر ممكن است براي بلوط و يا توسكا بيشتر مناسب باشد . لذا در اين نوع مديريت جنگل, بايد به نكات فوق توجه نمود . ضمناً چون مبدأ بذر در امر جنگلكاري داراي اهميت فراواني مي باشد, توصيهمي گردد در جمع آوري بذور مختلف از پايه هاي محلي استفاده شود . هر چند ممكن استگونه هاي غيربومي و غيرمحلي گاهي بسته به اهميت خاص و رعايت اصل پيش گيرانه در جنگلكاري بكار گرفته شوند . بعنوان مثال برخي از گونه هاي سوزني برگ (كاج تدا در جنگلهاي جلگه اي گيلان) و نيز كاج سياه و كاج جنگلي و نوئل (Picea exelsa) در رويشگاههاي مطلوب ارتفاعات بالا با اهداف بالا بردن حجم سرپا, استقرار توده هاي پيشاهنگ در رويشگاههاي تخريب يافته, افزايش تنوع گونه اي و … وارد شده اند .

اصل سوم : پايداري

تمام اكوسيستم هاي طبيعي داراي خصوصياتي از قبيل خودترميمي (Resiliance) تنوع زيستي و پيچيدگي (Complexity) مي باشند كه براي مديريت و دخالت در جنگل بايد به اين موارد توجه نمود و آنها را به حداكثر رساند تا پايدراي اكوسيستم تضمين گردد .

براي دست يابي پايداري مطلوب در جنگلهاي تك گزيدة هيركاني, رعايت اصول جنگلشناسي در نشانه گذاري به شيوة تك گزيني كه اهداف چند گانه و چند منظوره را در بر دارد از اهميت فراواني برخوردار است بطوريكه اين امر موجبات تقويت تنوع گونه اي, تنوع ساختاري و تنوع زيستي را فراهم خواهد نمود .

اصل چهارم : داشت و برداشت پايه اي از جنگل

اين اصل در حقيقت هستة مركزي جنگلداري نزديك به طبيعت است. بطوريكه برداشت و يا باقي گذاشتن هر درختي بسته به وضعيت و موقعيت آن در بين مجموعة درختان اطراف آن مورد توجه قرار مي گيرد . يعني ممكن است درختي به منظور توليد چوب در آينده يا بعنوان پرستار, توليد بذر, ارزشهاي ژنتيكي, موقعيت فيزيكي, بخاطر زيبايي يا ايجاد زيستگاه براي تقويت تنوع زيستي نگهداري شود . طبق اين اصل در برش تك گزيني پايه اي,‌ همزمان اهدافي چون رشد جنگل, بهره برداري, استقرار تجديد حيات و اصلاح ساختار توده هاي جنگلي بويژه ساختار عمودي در چندآشكوبه كردن توده ها, تعقيب مي گردد . در اين راستا تأكيد مي گردد كه تعداد كمي درخت ولي از درختان بزرگ و با ارزش برداشت شوند . اين روش باعث استمرار روند هرس طبيعي و ايجاد توده هاي ناهمسال و ميكروكليماي ثابت ميشود كه نتيجتاً توليدات و خدمات جنگل و اشتغال استمرار مي يابد .

اصل پنجم : دائمي بودن مسيرهاي خروج چوب

طبق اين اصل مسيرهاي چوبكشي بايد ثابت و دائمي باشد . اين امر باعث كاهش خسارات وارده به درختان سرپا و تمركز تخريب در حداقل سطح مي گردد . رعايت اين اصل در نشانه گذاري براي انتخاب درخت و جهت انداختن آن كمك مي كند, بطوريكه موجب سرعت عمل در امر خروج فراورده هاي جنگلي و كاهش خسارت به خاك جنگل و درخت مقطوعهمي گردد .

فاصله مسيرهاي چوبكشي از يكديگر به عوامل خاص آن جنگل چون : آميختگي, سن و ارتفاع درختان, تراكم توده,‌ عوارض طبيعي, فاصله جاده ها از هم و كيفيت توليدات و نيز ماشين آلات بهره برداري بستگي دارد, كه عملاً ممكن است اين فاصله در كشورهاي اروپايي بين 20 تا 100 متر و در ايران بين 50 تا 150 متر متغير باشد . عرض مسير بستگي به عرضماشين آلات كشنده و سيستم بهره برداري دارد كه بايد در حداقل مورد نياز احداث شود .

2- جنگلداري با تاج پوشش دائمي (Continuous cover forestry)

1-3- تاريخچه

مبدأ و منشأ جنگلداري با تاج پوشش دائمي كشور انگلستان است, كه قطع يكسره وسيع با سطوح 10-5 هكتار در 90% از جنگلهاي تحت مديريت طرحهاي جنگلداري آن اجرا شده است . ولي در روش جنگلدراي با تاج پوشش دائمي, چنانچه سطح برش از 25/0 هكتار تجاوز نمايد, نوع برش آن قطع يكسره محسوب مي گردد و جنگل احداثي در اين سطوح همسال خواهد بود . از وقتيكه بحث درخصوص مزاياي جنگلهاي ناهمسال (از اواسط قرن 19) در اروپا رونق يافت, همزمان مسئله جنگلداري با تاج پوشش دائمي در انگلستان مطرح شد . طبق اين روش جنگلداري, همة روشهاي جنگلشناسي بايد تاج پوشش جنگل را حفظ و از قطع يكسره پرهيز نمايند . در اين رابطه نظرية مذكور (Helliwell-1997) بين سالهاي 1950 تا اوايل سال 1960 مورد آزمايش جدي قرار گرفت . اين روش جنگلداري براي مديريت چند منظوره جنگل و در جاهايي كه نقش هاي زيست محيطي, تفرجي, حفظ منظر و ساير اهداف و خدمات جنگل به اندازه توليد چوب مهم هستند, بكار گرفته ميشود . قابل ذكر است كه اين رويكرد در سالهاي اخير در ساير كشورهاي اروپايي هم طرفداراني پيدا كرده است .

1-4- اصول جنگلداري با تاج پوشش دائمي

اصل اول : مديريت اكوسيستم هاي جنگل نه مديريت فقط درختان

در اين روش, توده هاي جنگلي بعنوان چارچوبي براي اكوسيستم هاي جنگلي محسوب مي شوند ؛ كه درختان بطور دوره اي از آن توده ها برداشت ميشوند و چشم انداز و زيستگاه حيات وحش نيز به همان اندازه از اهميت برخوردار مي باشد . در اين روش جنگلداري بايد به اثرات بهره برداري بر توده هاي جنگلي (اكوسيستم هاي جنگلي) توجه خاص نمود و ميزان برداشت هم بايد به اندازه اي تنظيم گردد كه به توده هاي جنگلي آسيب نرساند . قابل ذكر است كه اين اصل براي كلية جنگلهايي كه با هدف چند منظوره مديريت مي شوند صدق مي نمايد . بنابراين براي چند آشكوبه كردن جنگلكاريها هم مي توان از اين اصل استفاده نمود .

براي بكارگيري يك رويكرد متضمن پايداري بايد از عوامل رويشگاه, نياز گونه ها و اهداف جنگلداري ارزيابي هاي لازم معمول گردد . در نتيجه براي اعمال اين نوع مديريت در جنگلهاي شمال كشور كه با سياست هاي اتخاذ شده همخواني دارد, مطالعه و شناخت دقيق عوامل اقليمي, ادافيكي, نياز گونه ها و توده هاي جنگل و نيز اهداف طرح از اهميت خاص برخوردار است .

اصل دوم : استفاده از فرآيندهاي طبيعي بعنوان اساس مديريت توده هاي جنگلي

در اين روش جنگلداري, تصور بر اين است كه استفاده از فرايندهاي طبيعي, همانند تجديد حيات طبيعي در مديريت توده هاي جنگلي, پايدار تر از تجديد حيات مصنوعي (نهالكاري) و توده هاي همگن و خالص است, هر چند شواهد زيادي براي اين تفكر وجود ندارد . تجديد حيات طبيعي وسيله اي براي افزايش تنوع زيستي و تضمين استقرار مناسب گونه در رويشگاه است . قابل ذكر است كه طبق بررسي ها, مشاهدات و تجربيات نگارندگان, توده هاي جنگلي با منشأ تجديد حيات طبيعي در جنگلهاي شمال كشور, از تنوع گونه اي و پايداري بيشتري نسبت به توده هاي جنگلي دست كاشت برخوردارند .

اصل سوم : اقدام با توجه به محدوديت هاي رويشگاه

در صورتيكه تركيب گونه هاي جنگلي متناسب با شرايط رويشگاه باشد, فرايندهاي طبيعي هم مطلوب خواهد بود . به همين جهت از كشت گونه هاي پرنياز در رويشگاه فقير بايد پرهيز نمود . تفاوتهاي رويشگاهي موجود در هر جنگل بعنوان منشأ تنوع و ناهمگني است . در نتيجه بايد از همگن كردن جنگل يا تك كشتي خودداري نمود . در اين راستا شناخت دقيق نيازهاي اكولوژيكي گونه هاي درختي بمنظور توسعه جنگل و سازگاري گونه ها با رويشگاه, شديداً ضرورت دارد .

اصل چهارم : ايجاد ساختار متنوع در توده هاي آميخته

اصولاً جنگلكاريهايي كه از توده هاي خالص و همسال تشكيل ميشوند داراي ساختار منظم يك آشكوبه, رستني هاي كم كف جنگل, تعداد كمي درختان خشك و تنوع درختي محدود مي باشند . هر چند توده هاي مسن عمدتاً از تنوع ساختاري بيشتري برخوردارند . بطوريكه در ميان آنها انواع رويشگاههاي خرد (Microsites) كه آشيان هاي اكولوژيك براي گونه هاي مختلف بوجود آوردند, ديده مي شود .

از طرفي در اين توده ها, شرايط براي زادآوري طبيعي بيشتر فراهم است . هر چه توده هاي طبيعي مسن تر ميشوند, نقش هاي تفرجگاهي, بهره مندي از فوايد حيات وحش و ارزشهاي غير بازاري در اين جنگلها بيشتر مي شود .

بحث و نتيجه گيري :

نظر به بهره برداري با روش قطع يكسره وسيع طي چندين دوره در قرون گذشته در كشورهاي غربي (اروپاي مركزي- كشورهاي اسكانديناوي- كانادا و …) و بازكاشت گونه هاي سريع الرشد موجب فقر مواد معدني و آلي خاك, بروز پديده هاي مخرب مثل باران هاي اسيدي، كاهش تنوع زيستي, پيدايش آفات و بيماريها و … شد . لذا در مقابله با روشهاي جنگلداري گذشته و بمنظور استفاده پايدار و دائمي از توليدات و خدمات جنگل, حفظ تنوع زيستي و آب و خاك, حفظ منظر و توسعه گردشگري در طبيعت (اكوتوريسم) و غيره اعمال روشهاي جنگلداري فوق الذكر توسط دانشمندان علوم جنگل و محيط زيست پيشنهاد و حمايت مي گردد . با توجه به ساختار جنگلهاي طبيعي شمال كشور و پيشينة كم بهره برداري صنعتي از آن و سطوح كم جنگكاريها, اجراي روشهاي جنگلداري فوق در آن از جايگاه ويژه اي برخوردار است, بخصوص اينكه براي استفاده چند منظوره از اين جنگلها استعدادهاي فراواني نهفته است .

http://jangaldari87.blogfa.com/post-47.aspx

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1391ساعت 14:44  توسط سعید قلندرزهی  | 

اکوسیستم های جنگلی ایران

 

 

الف: جنگل های شمال ( خزری یا هیرکانی )

از نظر جغرافیای جنگل، جنگل های خزری شمال ایران ، به طور کلی جزء جنگل های سبز تابستانی یا جنگل های پهن برگ خزان کننده به شمار می آیند که دارای جنگل های مدیترانه ای نیز می باشد . که به جنگل های هیرکانی مشهورند. جنگل های خزری به صورت نوار باریک و بلندی روی دامنه شمالی سلسله جبال البرز ظاهر شده است . طول این نوار حدود 800 کلیومتر و عرض آن بین 20 تا 70 کیلومتر در نوسان است. جنگل های شمال ایران از آستارا شروع و تا دره گلیداغی بجنورد ادامه می یابد. گسترش عمودی آن از سطح دریا شروع و تا ارتفاع حداکثر 2800 متر ادامه می یابد.. مساحت این جنگل ها در اوایل قرن جاری، دهه 20 به 6/3 میلیون هکتار بالغ برآورد شده است. با شروع بهره برداری تجاری از جنگل های مزبور و همچنین چرای مفرط و قطع بی رویه ، این سطح دائما رو به کاهش نهاده است. به طوریکه امروزه حدود 9/1 میلیون هکتار جنگل در این منطقه باقی مانده که از این مقدار فقط 2/1 میلیون جزء جنگل های مرغوب و تجاری محسوب می شود.

جنگل های شمال از نظر تعداد گونه درختی و درختچه ای جزء جنگل های غنی از گونه محسوب می شوند و تقریبا 80 گونه درختی و 50 گونه درختچه ای به صورت طبیعی در این جنگل ها یافت می شود. گونه هایی از قبیل انجیلی ، بلند مازو ، کرگ ، لیلکی و سفید پلت در جنگل های شمال به فراوانی یافت می شود. همچنین گونه های زربین نیز که امروزه در مناطق مدیترانه ای اروپا وجود دارد و در جنگل های شمال ایران نیز یافت می شود. گونه های سوزنی برگ معروف ( مثل نراد ، پیسه آ ، کاج و لاریکس ) در جنگل های خزری به طور طبیعی یافت نمی شوند.

اقلیم شمال ایران در حقیقت یک اقلیم نیمه مدیترانه ی است که دارای آب و هوای معتدل و مرطوب است . میزان بارش سالانه به طور متوسط 1000 میلی متر است که بیشترین آن در قسمت های غربی و کمترین آن در نواحی شرقی است. به طور متوسط میزان بارندگی از غرب به شرق کاهش می یابد ، حداکثر میزان بارش اندازه گیری شده در حدود 2000 میلی متر و حداقل 600 میلی تر در سال می باشد. پراکنش بارندگی در طول سال کاملا منظم نیست . بیشترین مقدار بارندگی در فصول بهار و پاییز و کمترین آن در تابستان است. طول دوره خشکی نیز از غرب به شرق افزایش می یابد . به طور متوسط طول دوره خشکی در غرب یک ماه ، مناطق مرکزی 2 ماه و در قسمت های شرقی گاهی به 3 ماه در سال نیز می رسد. درجه حرارت متوسط سالانه یین 15 تا 18 درجه سانتی گراد است. میانگین گرمترین ماه سال بین 28 تا 35 درجه و سردترین ماه سال بین 1 درجه بالای صفر تا 4 درجه زیر صفر می باشد.

ب: جنگل های ارسباران

در قسمت شمال غربی ایران جنگل هایی وجود دارند که محدود به منطقه ارسباران می شوند . این جنگل ها در شمال شرق استان آذربایجان شرقی و حدفاصل استان گیلان و مرز آذربایجان قرار دارند و بیشتر در جنوب رود ارس و کوه های قراچه داغ متمرکز می باشند . از نظر جغرافیای جنگل ، جنگل های ارسباران متعلق به جنگل های کوهستانی پهن برگ مخلوط هستند که حدفاصل بین جنگل های نم پسند خزری و نیمه خشکی پسند مناطق اسپتی و جنگل های زاگرس به حساب می آیند . از نظر ترکیب گیاهی این جنگل ها بیشتر به جنگل های شمال ایران شباهت دارند ولی درجه تخریب این جنگل ها بیشتر از جنگل های شمال البرز می باشد.

ج: جنگل های زاگرس

کوه های البرز از شمال غرب تا جنوب غرب ایران گسترش می یابد بعلت جذب رطوبت ابرهای باران زا از نواحی غربی با مبداء دریای مدیترانه ، شرایط لازم را جهت استقرار و گسترش پوشش جنگلی به وجود آورده است. جنگل های این ناحیه از پیرانشهر در آذربایجان غربی شروع و در امتداد رشته جبال زاگرس و بختیاری تا اطراف جهرم و فسا  در استان فارس ادامه می یابد. طول این نوار جنگلی بیش از هزار کیلومتر و عرض آن 50 تا 100 کیلومتر است که معمولا منقطع بوده و فقط در قسمت کوه های بختیاری از پیوستگی بیشتری برخوردار می باشد.

مساحت جنگل های زاگرس در گذشته بیش از 10 میلیون هکتار بوده است و به دلیل بهره برداری بی رویه طی سالیان دراز مساحت این جنگل ها دائما سیر نزولی را پیموده است و متاسفانه این روند هنوز هم ادامه دارد. مساحت فعلی این جنگل ها در حال حاضر در حدود 5 میلیون هکتار می باشد.

گونه های غالب آن بلوط ایرانی (Quercus persica) می باشد و همراه با سایر گونه گونه های بلوط جنس غالب این جنگل ها را تشکیل می دهد و به همین مناسبت نیز به جنگل های بلوط غرب مشهور است. مهم ترین گونه های درختی و درختچه های جنگل های زاگرس عبارتند از: کیکم (کرکو) ، بادام معمولی ، بادام کوهی ، بادامک ، زرشک ، آلبالو ، ارغوان ، زالزالک  سنجد ، زبان گنجشک ، گردو ، توت ، زیتون ، انار، چنار ، بلوط ، بلوط ایران

با توجه به تعداد زیادی از گونه درختی و درختچه ای که در جنگل های زاگرس وجود دارد ، درصد بالای ترکیب گونه بلوط در اکثر نقاط به صورت غالب است و می توان گفت جنس بلوط مشخص کننده سیمای ظاهری این جنگل هاست . به همین دلیل این جنگل ها اکثرا به جنگل های بلوط مشهورند.

میزان بارش سالانه در مناطق جنگلی زاگرس به طور متوسط بین 400 تا 600 میلی متر است که بیشتر در بهار و پاییز می بارد. حداکثر میزان بارندگی سالانه در ارتفاعات زرد کوه و تونل کوهرنگ تا هزار میلی متر در سال ثبت شده است. درجه حرارت متوسط بین 12 تا 18 درجه سانتی گراد می باشد . در قسمت های شمالی زاگرس فصل یخبندان وجود دارد و در اکثر ارتفاعات در زمستان  برف می بارد. اقلیم كلي منطقه زاگرس یک نوع آب و هوای مدیترانه ای با زمستان سرد است . در تابستان ها فصل خشک وجود دارد و در اکثر نقاط تا 4 ماه در سال هم می رسد.

د) جنگل های فلات مرکزی یا جنگل های ایرانو – تورانی :

فلات مرکزی ایران به علت خصوصیات جغرافیایی و اکولوژیک به طور کلی جزء مناطق خشک و نیمه خشک غیر جنگلی محسوب می شود. کمبود بارش سالانه ، گرمای زیاد ، خاک های شور و سایر عوامل اکولوژیک برای ایجاد پوشش جنگلی مناسب نیستند . وسعت این منطقه زیاد است و بیش از نیمی از سطح کشور را می پوشاند. فلات مرکزی ایران به دلیل وسعت زیاد ، ناهمواری های گوناگون ، کویر های نمک  لوت از تنوع اقلیمی زیادی برخوردار است و باعث پیدایش رویش های مختلف بیابانی مثل جوامع تاغ و گز ، استپی ( جامعه غالب درمنه – گون ) و استپی کوهستانی ( جوامع پسته و بادام و ارس ) شده است.

وجود آب زیرقشری در خاک فلات مرکزی ، مقاوم بودن گونه ها در مقابل خشکی ، گرما  و شوری خاک شرایط لازم برای ایجاد رویش های درختی ، درختچه ای و بوته ای کم و بیش تنک را به وجود آورده است. این رویش ها به دلیل بهره برداری شدید برای مصرف سوخت و چرای مفرط ، تخریب شده و امکان تجدید حیات طبیعی گونه ها در بسیاری از نقاط عملا غیر مکن است.

هر چند از نظر علم جنگل شناسی نمی توان اصطلاح جنگل را برای این رویش های درختی و درختچه ای به کار برد ولی به دلیل اهمیت آن در حفاظت آب و خاک ، مناطق مسکونی و کشاورزی ، حیات وحش و ... در اصطلاح عام به این رویش ها جنگل می گویند. مساحت کلی جنگل های فلات مرکزی با در نظر گرفتن تراکم موجود کلا در حدود 3 میلیون هکتار برآورد می گردد. این جنگل ها را به دو نوع کلی جنگل های بیابانی و جنگل های کوهستانی تقسیم می کنند.

1) در جنگل های بیابانی که مهم ترین گونه های چوبی در آن گونه های مختلف تاغ ، گز ،اسکنبیل و قیچ می باشند.در بسیاری از نقاط گونه های تاغ و گز ، جامعه مخلوط تاغز را به وجود می آورند. تثبیت ماسه های روان و جنگل كاري  مناطق کویری از نظر عمران و توسعه مناطق کویری از اولویت خاصی برخوردار است

2) جنگل های کوهستانی :ارتفاعات فلات مرکزی از حدود 1500 متر به بالا شرایط اکولوژیک نسبتا مناسب تری دارد. بارش سالانه کمی زیاد شده و با افزایش ارتفاع بارش برف نیز بیشتر می شود . درجه حرارت نیز مناسب تر است و آب حاصل از ذوب برف ها نیز باعث افزایش رطوبت خاک می شود. به دلیل وجود چنین شرایطی در این مناطق مخصوصا در شیب های جنوبی البرز ، کوهستان های آذربایجان ، خراسان ، کرمان و سایر نقاط فلات مرکزی ، رویش های درختی و درختچه ای کم و بیش تنک پدید آمده است.

جنگل های کوهستانی فلات مرکزی را می توان به دو آشکوب (جامعه) گیاهی متمایز تقسیم کرد:

1) از ارتفاعات 1300 متر تا حدود 1800 متر : جامعه پسته و بادام ( pistachio – amygdaletam)

2) از ارتفاعات 1700 متر تا 2500 متر جامعه سروکوهی یا جامعه ارس(Juniperetum polycarpos) که برخی مواقع تا 3400 متر در ارتفاعات جنوب کشور نیز ادامه می یابد . مساحت این نوع رویش ها جمعا حدود 5/3 میلیون هکتار برآورد می شود .

ه) جنگل های سواحل خلیج فارس و دریای عمان:

این جنگل ها به صورت پراکنده و گاهی کم پشت و گاهی متراکم در مناطق مختلف جنوب استان خوزستان ، استان بوشهر ، استان هرمزگان و جنوب استان سیستان و بلوچستان و همچنین جزایر تنگه هرمز و خلیج فارس یافت می شوند. جنگل های سواحل خلیج فارس و دریای عمان را بر حسب نوع گونه و منطقه پراکنش ،رویش های خلیجی و ساحل عمانی نیز می گویند. در این مناطق یک نوع اقلیم خشک و گرمسیری (نیمه استوایی) حکم فرما است و کلا فاقد یخبندان است ( فقط در قسمت خوزستان گاهی در زمستان یخبندان وجود دارد). تسلط اقلیم گرمسیری در این مناطق طوری است که گونه خرما بخوبی رشد می کند.

در قسمت هایی سواحل خلیج فارس و جنوب خوزستان بیشتر گیاهانی مثل کنار (Ziziphus spina-christi) همراه با درختچه کهورک یا جغجغه و همچنین گونه های مختلف جنس Acacia یافت می شود. فراوانی کنار در اکثر مناطق باعث به وجود آمدن جامعه گیاهی کنار شده است که حتی تا قسمت های جنوبی استان فارس گسترش می یابد و در اطراف سیرجان و بم نیز به همراه گونه زیتون (Olea aucheri) ظاهر می گردد.

در نواحی ساحل خلیج فارس و دریای عمان بین بندر لنگه و بندر عباس ، جزیره قشم و بندرعباس و میناب و اطراف چابهار در سواحلی که در موقع جزرومد دریا آب دریا جریان می یابد و یک حالت باتلاقی (مانداب) تشکیل می دهد . درختانی مثل حرا  (Avicenia marim) و چندل (Rhizophora mucromta) رشد می کنند که رویش های خاصی به نام مانگرو (mangrove) تشکیل می دهند و این رویش ها در حقیقت یک نوع جنگل مانگرو یا ماندابی می باشند که در مناطق نیمه استوایی در سواحل دریاها و رودخانه ها یافت می شوند . که همان دو خصوصیت جنگل های مانگرو را داراست.

چوب درخت چندل از لحاظ صنعتی با ارزش می باشد و حفظ و توسعه چنین جنگل هایی هم از لحاظ صنعتی و هم به دلیل حفاظت تالاب های ساحلی حائز اهمیت می باشند .  این مناطق در حقیقت اکوسیستم های ماندابی را تشکیل می دهند که اهمیت اکولوژیک فوق العاده ای دارند . از طرفی این جنگل ها تنها نمونه جنگل های مانگرو است که در ایران یافت می شوند ، می باید در حفاظت و احیای آنها حداکثر سعی به عمل آید .

گونه های درختی و درختچه ای مناطق گرمسیری جنوب کشور عبارتند از :

کرت (آکاسیا) ، حرا ، استبرق ، خرنوب، شیشم (دالبرجیا) ، مورد ، خرزهره ، زیتون ، خرما  کهور ، گز ، کنار ، و ...

 منابع:

http://jangaldari87.blogfa.com/cat-2.aspx

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1391ساعت 14:43  توسط سعید قلندرزهی  | 

آلودگى محیط زیست

آلودگی محیط زیست

تاریخچه

مقدمه

اولین آلاینده‌های هوا احتمالا دارای منشأ طبیعی بوده‌اند. دود ، بخار بدبو ، خاکستر و گازهای متصاعد شده از آتشفشانها و آتش‌سوزی جنگلها ، گرد و غبار ناشی از توفانها در نواحی خشک ، در نواحی کم‌ارتفاع مرطوب و مه‌های رقیق شامل ذرات حاصل از درختهای کاج و صنوبر در نواحی کوهستانی ، پیش از آنکه مشکلات مربوط به سلامت انسانها و مشکلات ناشی از فعالیتهای انسانی محسوس باشند، کلا جزئی از محیط زیست ما به شمار می‌رفتند، به استثنای موارد حاد ، نظیر فوران آتشفشان.

آلودگیهای ناشی از منابع طبیعی معمولا ایجاد چنان مشکلات جدی برای حیات جانوران و یا اموال انسانها نمی‌کنند. این در حالی است که فعالیتهای انسانی ، ایجاد چنان مشکلاتی از نظر آلودگی می‌نمایند که بیم آن می‌رود بخشهایی از اتمسفر زمین تبدیل به محیطی مضر برای سلامت انسانها گردد.

 

تاریخچه آلودگی

دود یکی از قدیمی‌ترین آلاینده‌های هوا است که برای سلامت بشر مضر است. زمانی که دود ناشی از آتش حاصله از سوختن چوب توسط ساکنین اولیه غارها جای خود را به دود ناشی از کوره‌های زغال سوز در شهرهای پر جمعیت داد، آلودگی هوا ، بقدری افزایش یافت که زنگ خظر برای برخی از ساکنان آن شهرها به صدا در آمد. در سال 61 بعد از میلاد ، "سنکا" (Seneca) فیلسوف رومی از هوای روم بعنوان هوای سنگین و از دودکشهای هود با عنوان تولید کننده بوی بد نام برد.

در سال 1273 میلادی ، "ادوارد اول" پادشاه انگلستان عنوان کرد که هوای لندن به حدی با دود و مه آلوده شده است و آزار دهنده است که از سوختن زغال سنگ دریایی جلوگیری خواهد کرد. علی‌رغم هشدار پادشاه مذکور ، نابودی گسترده جنگلها ، چوب را تبدیل به یک کالای کمیاب نمود و ساکنان لندن را وادار ساخت تا بجای کم کردن مصرف زغال سنگ به میزان بیشتری از آن استفاده کنند.

تا سال 1661 میلادی یعنی بیش از یک قرن بعد ، تغییر قابل ملاحظه‌ای در آلودگی هوا بوجود نیامد. چاره جویی و پیشنهادات عبارت بودند از برچیدن تمامی کارخانه‌های اطراف شهر لندن و بوجود آمدن کمربند سبز در اطراف شهر. بالاخره این چاره جویی‌ها کارساز شد.

مشکلات آلودگی هوا

شواهدی دال بر علاقمندی جوامع انسانی در غلبه بر مشکل آلودگی هوا وجود دارند که از جمله آنها می‌توان از تصویب و اجرای قوانین کنترل دود در شیکاگو سینسنیاتی به سال 1881 نام برد. ولی اجرای این قوانین و قوانینی مشابه آنها با دشواریهایی مواجه گردید و برای تمیز نمودن هوا یا جلوگیری از آلودگی بیشتر آن ، تقریبا کاری انجام نشد. در سال 1930 در دره بسیار صنعتی میوز در کشور بلژیک در اثر پدیده وارونگی ، مه دود در یک فضای معین محبوس گردید. در نتیجه 63 تن جان خود را از دست داده ، چندین هزار تن دیگر بیمار شوند.

حدود 18 سال بعد در شرایط مشابهی در ایلات متحده آمریکا ، یکی از اولین و بزرگترین فاجعه‌های زائیده آلودگیها رخ داد، یعنی 17 نفر جان خود را باختند و 43 درصد جمعیت نورا در پنسیلوانیا بیمار شدند. درست سه سال بعد از فاجعه مه دود لندن در سال 1952 ، نادیده گرفتن عواقب جدی آلودگی هوا غیر ممکن گردید.

در روز سه شنبه 4 دسامبر سال 1952 حجم عظیمی از هوای گرم به طرف قسمت جنوبی انگلستان حرکت کرده ، با ایجاد یک وارونگی دمایی سبب نشست یک مه سفید در لندن شد. این مه دود به دستگاه تنفسی انسان سخت آسیب می‌رساند. درنتیجه بیشتر مردم بزودی با مشکلاتی از قبیل قرمز شدن چشمها ، سوزش گلو و سرفه‌های زیاد مواجه شدند و پیش از آنکه در 9 دسامبر از سطح شهر دور شوند، 400 مورد مرگ مربوط به آلودگی هوا گزارش کردند. این تعداد تلفات برای متوجه ساختن افکار بریتانیایی‌ها جهت تصویب قانون هوای تمیز در سال 1956 کافی بود.

 

قانون کنترل آلودگی هوا

این قانون در ایالات متحده امریکا به نام قانون کنترل آلودگی هوا (قانون عمومی 159_84) به تصویب رسید. اما این مصوبه تنها موجب به تصویب رسیدن یک قانون مؤثرتر گردید. این قانون یکبار در سال 1960 و بار دیگر در سال 1962 بازنگری شد و به قانون هوای تمیز سال 1963 (قانون عمومی 206_88) که برنامه‌های ناحیه‌ای محلی و ایالتی را برای کنترل هوا تشویق می‌کرد و در عین حال حق مداخله را برای دولت فدرال در صورت به خطر افتادن سلامت و رفاه اهالی ایالت در اثر آلودگی ناشی از ایالات دیگر محفوظ نگه می‌داشت، الحاق گردید.

این قانون معیارهایی برای کیفیت هوا وضع کرد که بر اساس آنها ، استانداردهای کیفیت هوا و گازهای متصاعد شده در دهه 1960 میلادی پی‌ریزی شد.
اجرای قانون هوای تمیز

اجرای قانون هوای تمیز در سال 1970 به آژانس نو بنیاد حفاظت محیط زیست (EPA) محول گریدید. قانون به وضع استانداردهای درجه اول و دوم کیفیت هوای محیط زیست پرداخت. استانداردهای اولیه متکی بر معیارهای کیفیت هوا ، برای حفظ سلامت عموم مردم ، دامنه وسیعی از ایمنی را در نظر می‌گیرد. در حالی که استانداردهای ثانوی که آنها نیز متکی بر معیارهای کیفیت هوا باشند، برای حفظ رفاه عموم انسانها ، به علاوه گیاهان ، جانوران ، اموال و دارائی هستند.

اصلاحات قانون هوای تمیز به سال 1977 به تقویت باز هم بیشتر قوانین موجود پرداخته است. اگر چه این امکان وجود دارد که تغییرات بیشتری نیز انجام شود، کاملا محتمل است که کنترل آلودگی هوا برای ایجاد شرایطی که تحت آن هوا برای نسلهای آینده تمیزتر و سالم‌تر نگاهداشته شود، از حمایت بیشتر عامه مردم برخوردار شود

آلودگی محیط زیست از منابع گوناگون صورت می‌گیرد. با پیشرفت تمدن بشری و توسعه فن‌آوری و ازدیاد روز افزون جمعیت ، در حال حاضر دنیا با مشکلی به نام آلودگی در هوا و زمین روبرو شده است که زندگی ساکنان کره زمین را تهدید می‌کند. بطوری که در هر کشور حفاظت محیط زیست مورد توجه جدی دولتمردان است. امروزه وضعیت زیست محیطی به گونه‌ای شده است که مردم یک شهر یا حتی یک کشور از آثار آلودگی در شهر یا کشور دیگر در امان نیستند.




برفی که در نروژ می‌بارد مواد آلاینده‌ای به همراه دارد که منشا آن از انگلستان و آلمان است. یا باران اسیدی در کانادا نتیجه مواد آلاینده‌ای است که منشا آنها از ایالات متحده است. در آتن گاهی مجبور می‌شوند به علت آلودگی شدید هوا کارخانجات را تعطیل و رفت و آمد اتومبیلها را محدود کنند. شهرهای دیگر دنیا مانند مکزیکوسیتی ، رم و تهران نیز با مشکل آلودگی هوا دست به گریبانند. آلودگی دریاها ، رودخانه‌ها ، دریاچه‌ها و اقیانوسها و جنگلهای نیز نیز موضوع بحث جدی می‌باشند.

 

آلودگی محیط زیست و لایه ازن

یکی از مسائلی که در سالهای اخیر باعث نگرانی دانشمندان شده ، مسئله تهی شدن لایه ازن و ایجاد حفره در این لایه در قطب جنوب است. لایه اوزون در فاصله 16 تا 48 کیلومتری از سطح زمین قرار گرفته و کره زمین را در برابر تابش فرابنفش نور خورشید محافظت می‌کند. هر گاه از مقدار لایه ازن ، 10 درصد کم شود، مقدار تابشی که به سطح زمین می‌رسد تا 20 درصد افزایش می‌یابد. تابش فرابنفش موجب بروز سرطان پوست در انسان می‌شود و به گیاهان صدمه می‌زند. مولکولهای کلروفلوئورکربنها (CFCها) در از بین بردن لایه ازن موثرند. از این ترکیبات بطور گسترده در دستگاههای سرد کننده و در افشانه‌ها (اسپری‌ها) استفاده می‌شود.

این مولکولها به علت پایداری آنها به استراتوسفر راه می‌یابند و در آنجا بر اثر تابش خورشید پیوند C-Cl شکسته می‌شود. اتم کلر حاصل به مولکول ازن حمله می‌کند و مولکول CLO را می‌دهد. این مولکول بنوبه خود با اکسیژن ترکیب شده ، مولکول O2 و اتم Cl آزاد می‌شود که مجددا در چرخه تخریب اوزون شرکت می‌کند. از این روست، در عهدنامه سال 1978 مونترال قرار این شده که از مصرف کلروفلوئوروکربنها به تدریج کاسته شود و مواد دیگری به عنوان جانشین برای آنها یافت شود و یافتن چنین ترکیباتی بطور مسلم کار شیمیدانان است.

آلودگی هوا و مه دود فتوشیمیایی

بسیاری از مناطق شهری با پدیده آلودگی هوا روبه‌رو هستند که در جریان آن ، سطوح نسبتا بالایی از ازن در سطح زمین که جزء نامطلوبی از هوا در ارتفاعات کم است، در نتجه واکنش نور القایی آلاینده‌ها تولید می‌شود. این پدیده را مه دود نور شیمیایی می‌نامند و گاهی از آن به عنوان "لایه ازن در مکانی نادرست" از نظر تشابه آن با مسئله تهی شدن ازن استراسفر یاد می‌کنند. فرآیند تشکیل مه دود در واقع شامل صدها واکنش مختلف است که دهها ماده شیمیایی را دربرمی‌گیرد و بطور همزمان رخ می‌دهند. در واقع ، هوای شهرها را به "واکنشگاههای شیمیایی عظیم" تشبیه کرده‌اند.

پدیده مه دود شیمیایی ، نخستین بار در دهه 1940 در لوس آنجلس مشاهده شد و از آن زمان ، عموما به این شهر بستگی داده شده است. اما در دهه‌های اخیر با کنترل آلودگی هوا مسئله مه دود در شهر لوس آنجلس بطور نسبی تخفیف پیدا کرده است. از نظر کمی ، اکثر کشورها و همچنین سازمان جهانی بهداشت (WHO) ، حدی را برای حداکثر غلظت مجاز اوزون در هوا در نظر گرفته‌اند که در حدود 100ppb (میانگین غلظتها در طول زمان یک ساعت) است. اوزون در هوای پاکیزه تنها به چند در صد این مقدار می‌رسد. واکنش دهنده‌های اصلی اولیه در یک پدیده مه دود نور شیمیایی ، اسید نیتریک ، NO و هیدروکربنهای سوخته نشده هستند که از موتورهای احتراقی درون سوز به عنوان آلاینده در هوا منتشر می‌شوند. جزء مهم دیگر در تشکیل مه دود ، نور خورشید است.

باران اسیدی

یکی از جدی‌ترین مشکلات زیست محیطی که امروزه بسیاری از مناطق دنیا با آن روبه‌رو هستند، باران اسیدی است. این واژه انواع پدیده‌ها ، از جمله مه اسیدی و برف اسیدی که تمام آنها با نزول مقدار قابل ملاحظه اسید از آسمان مطابقت دارد را می‌پوشاند. باران اسیدی دارای انواع نتایج زیان‌بار بوم شناختی است وجود اسید در هوا نیز احتمالا بر روی سلامتی انسان اثر دارد. پدیده باران اسیدی در سالهای آخر دهه 1800 در بریتانیا کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشی سپرده شد. باران اسیدی به نزولات جوی که قدرت اسیدی آن بطور قابل توجهی بیش از باران طبیعی (یعنی آلوده نشده)، که خود به علت حل شدن دی‌اکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربونیک بطور ملایم اسیدی است، باشد، اطلاق می‌شود.

(CO2 (g) + H2O (aq) ↔ H2CO3(aq



از تفکیک جزئی H2CO3 پروتون آزاد می‌شود و PH سیستم را کم می‌کند.از اینرو PH باران طبیعی که آلوده نشده، از این منبع بخصوص حدود 5.6 است. تنها بارانی که قدرت اسیدی آن به مقدار قابل ملاحظه‌ای بیشتر از این باشد، یعنی PH آن کمتر از 5 باشد، باران اسیدی تلقی می‌شود. دو اسید عمده در باران اسیدی ، HNO3 و H2SO4 است. بطور کلی ، محل نزول باران اسیدی در مسیر باد دورتر از منبع آلاینده‌های نوع اول ، یعنی SO2 و نیتروژن اکسیدها است. باران اسیدی به هنگام حمل توده هوایی که آلاینده‌های نوع اول را دربردارند، بوجود می‌آیند. از اینرو باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دور برد آلاینده‌های هوا ، حدود و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد.

مواد شیمیایی آلی سمی

واژه مواد شیمیایی سنتزی از طرف رسانه‌های گروهی برای توصیف اجسامی بکار می‌رود که عموما در طبیعت یافت نمی‌شوند. ولی توسط شیمیدانان از اجسام ساده‌تر سنتز شده‌اند. اکثریت مواد شیمیایی سنتزی که مصرف تجارتی دارند، ترکیبات آلی هستند و برای بیشتر آنها از نفت به عنوان منبع اولیه کربن در این ترکیبها استفاده شده است. کربن با کلر ترکیبهای زیادی را تشکیل می‌دهد که به علت سمی بودن آنها برای بعضی گیاهان و حشرات ، بسیاری از این قبیل ترکیبها کاربرد گسترده‌ای به عنوان آفت کش یافته‌اند. ترکیبات آلی کلردار دیگر بطور گسترده‌ای در صنایع پلاستیک و الکترونیک بکار برده شده‌اند.

شکستن پیوند کربن به کلر بطور مشخص دشوار است و حضور کلر همچنین واکنش پذیری سایر پیوندها را در مولکولهای آلی کم می‌کند. همین خاصیت به این معنی است که با وارد شدن ترکیبهای آلی کلردار به محیط زیست ، تخریب آنها به کندی صورت می‌گیرد و بیشتر تمایل به جمع شدن دارند و به این علت به معضل بزرگ محیط زیست محیطی تبدیل شده‌اند. اجسام آلی سمی که بطور عمده مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از: انواع آفت کشها ، حشره کشهای سنتی ، حشره کشهای آلی کلردار ، ددت ، توکسافنها ، کاربامات ، حشره کشهای آلی فسفات‌دار ، علف کشها و ... .

 

آلودگی آبها

آب ، تصفیه آن و جلوگیری از آلودگی و به هدر رفتن آن از مسائل بسیار مهم زمان ما به حساب می‌آید. آلودگی آبها ، معضل بزرگ زیست محیطی محسوب می‌شود که به علت پیشرفت صنایع و تکنولوژی ، هر روزه با پیشرفت روز افزون آن مواجهیم.

فلزهای سنگین و شیمی خاک

بسیاری از فلزهای سنگین برای انسان سمی هستند و چهار فلز جیوه (Hg) ، سرب (pb) ، کادمیم (Cd) و آرسنیک (As) فلزهایی هستند که بعلت کاربرد گسترده ، سمیت و توزیع وسیع آنها بیشترین خطر را از نظر زیست محیطی دارند. البته هیچ یک از این عنصرها هنوز به آن اندازه در محیط زیست پخش نشده که یک خطر گسترده بشمار آید. به هر حال ، هر یک از آنها در بعضی از محلات در سالهای اخیر در سطوحی سمی یافت می‌شود. این فلزها بطور عمده از مکانی به مکان دیگر از طریق هوا منتقل می‌شوند و این انتقال معمولا به صورت گونه‌هایی که روی ماده ذره ‌مانند معلق ، جذب سطحی شده یا در آن جذب شده است، صورت می‌گیرد.

تولید انرژی و آثار محیطی آن

بسیاری از مسائل زیست محیطی ، نتیجه غیر مستقیم تولید و مصرف انرژی ، بویژه زغال سنگ و بنزین است. ذخایر زغال سنگ در دنیا از مجموع نفت ، گاز طبیعی و اورانیوم خیلی بیشتر است. از اینرو مصرف زغال سنگ برای تولید انرژی صنعتی نه تنها ادامه خواهد یافت، بلکه احتمالا به مقدار زیادی بویژه در کشورهای در حال توسعه مانند چین و هندوستان که ذخایر زیادی از این ماده دارند، افزایش می‌یابد. از سوزاندن زغال سنگ مقدار زیادی SO2 و CO2 که آلاینده هستند تولید می‌شود. بحث انرژی هسته‌ای و سایر منابع انرژی نیز جای خود دارد

 

چند بار تا به حال دوده خفه کننده ماشین‌ها را در خیابان دیده‌اید؟

چرا در روز روشن آسمان آبی را نمی‌بینید؟

فوران دوده از کارخانجات صنعتی چه فوایدی دارد؟

پناهگاه بیماران تنفسی در شهر آلوده کجا می‌تواند باشد؟

این آلودگی هواست که طبیعت زیبا را در خود گم می‌کند و زندگی سالم را نه تنها از انسان‌ها بلکه از تمام موجودات سلب می‌کند.

موضوع چیست؟

اوزون که جزء اصلی مه دود است، گازی است که از ترکیب اکسید نیتروژن و هیدروکربنها در حضور نور آفتاب بوجود می‌آید. در اتمسفر ، ازن بطور طبیعی به صورت لایه‌ای که ما را از اشعه ماورای بنفش محافظت می‌کند، وجود دارد. ولی زمانی که در سطح زمین تولید شود، کشنده است.

اوزون از کجا می‌آید؟

اتومبیلها ، کامیونها و ... ، یکی از اصلی ترین منابع اوزون هستند. در سال 1986 ، مقدار حیرت انگیز 6.5 میلیون تن هیدروکربنهای مختلف و 8.5 میلیون تن اکسیدهای نیتروژن توسط خودروهای موتوری وارد هوا شدند. نیروگاهها ، کارخانه‌های شیمیایی و پالایشگاههای نفت نیز سهم بزرگی در همین مساله دارند و نیمی از انتشار هیدروکربنها و نیتروژن در کشور آمریکا مربوط به آنهاست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مواد آلوده کننده هوا

  • منوکسید کربن: گاز سمی منوکسید کربن ، بطور عمده مربوط به خودروهایی است که مصرف سوخت آنها بنزین می‌باشد. این خودروها مقدار زیادی گاز CO را از طریق لوله اگزوز وارد هوا می‌کنند.
  • دی‌اکسید گوگرد: عمدتا مربوط به نفت کوره (نفت سیاه) است که در بعضی صنایع و تاسیسات حرارت مرکزی و تولید نیرو مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • اکسیدهای نیتروژن دار: بطور عمده مربوط به نفت کوره ، گازوئیل و مقدار کمتری مربوط به مصرف بنزین و نفت سفید است.
  • هیدروکربن‌های سوخته نشده: عمدتا مربوط به خودروهایی است که بنزین مصرف می‌کنند. نفت کوره و گازوئیل در این مورد سهم کمتری دارند.
  • ذرات ریز معلق: بطور عمده ، از سوختن نفت کوره حاصل می‌شود.
  • برمید سرب: در نتیجه مصرف بنزین در موتور اتومبیل‌ها حاصل می‌شود.
  • سایر ترکیبات سربی: بنزین خودروها اغلب دارای ماده‌ای به نام تترا اتیل سرب است که به منظور روان کردن کار سوپاپ‌ها و به‌سوزی بنزین به آن اضافه می‌شود. این ماده هنگام سوختن بنزین ، باعث پراکنده شدن ذره‌های جامد و معلق ترکیبات سرب در هوا می‌شود که هم سمی‌اند و هم به صورت رسوب‌های جامد وارد دستگاه تنفسی می‌شوند.

بالا ، بالا ، بالاتر

در جایی دور ، بالای سر ما ، لایه نامرئی و ظریفی از اوزون وجود دارد که ما را از تشعشعات خطرناک ماورای بنفش خورشیدی محافظت می‌کنند. لایه ازن قرنهاست که آنجا بوده است.

... و دورتر

ولی اکنون انسان این سپر محافظ را از بین می‌برد. کلرو فلوئورو کربنها (CFCS) ، هالونها (halons) ) و سایر مواد شیمیایی مصنوعی ، در 10 تا 50 کیلومتری بالای سر ما شناورند. آنها تجزیه شده ، مولکولهایی آزاد می‌کنند که اوزون را از بین می‌برد.

CFC ها چه موادی هستند؟

CFC ها موادی هستند که صدها مصرف گوناگون دارند. زیرا آنها تقریبا غیر سمی و مقاوم در برابر شعله بوده ، براحتی تجزیه نمی‌شوند. به خاطر چنین پایداری ، آنها تا 150 سال باقی خواهند ماند. گازهای CFC به آرامی تا ارتفاعات 40 کیلومتری صعود کرده و در آنجا تحت نیروی عظیم تشعشعات ماورای بنفش خورشید شکسته شده ، عنصر شیمیایی کلر را آزاد می‌کنند.

بعد از آزادی هر اتم کلر قبل از برگشت به زمین که سالها طول می‌کشد، حدود صد هزار مولکول اوزون را از بین می‌برد. سه و شاید پنج درصد لایه ازن در سطح جهان تاکنون توسط گازهای CFC تخریب شده است.

بعدش چی؟

با تخریب ازن در لایه‌های بالای اتمسفر ، کره زمین اشعه ماورای بنفش دریافت می‌کند که موجب بروز سرطان پوست ، بیماری آب مروارید چشم و تضعیف سیستم دفاعی بدن می‌شود. با نفوذ بیشتر اشعه ماورای بنفش از لایه‌های اتمسفر ، اثرات آن روی سلامتی بدتر شده ، بهره‌دهی محصولات کشاورزی و جمعیت ماهی‌ها کاهش خواهد یافت و آسایش هر فرد روی این سیاره تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

 

 

نگرانی روز افزون

اثرات زیست محیطی مقادیر عظیمی از مواد زاید خطرناک که هر ساله تولید می‌شود، موجب نگرانی بیش از پیش شده است. در سال 1983 ، 266 میلیون تن مواد زاید خطرناک تولید شده است.

تهدید اکوسیستم‌ها

کشورهای پیشرفته بیش از هفتاد هزار ماده شیمیایی مختلف تولید می‌کنند که بیشتر آنها بطور کامل از نظر ایمنی آزمایش نشده‌اند. استفاده نامحتاطانه از این مواد ، مواد غذایی و آب و هوای ما را آلوده کرده ، اکوسیستمهایی را که ما به آنها متکی هستیم، شدیدا" تهدید می‌کند.

راهیابی مواد شیمیایی به محیط زیست

مواد شیمیایی به بخش جدا نشدنی از زندگی روزانه ما تبدیل گشته‌اند. ما از وسایل رفاهی مانند پلاستیکها ، پودرهای رختشویی و آروزولها که از مواد شیمیایی ساخته شده‌اند، استفاده می‌کنیم. ولی اغلب از هزینه پنهانی که ناشی از آنهاست بی‌خبریم. نهایتا آنها از طریق محلهای دفن زباله ، زهکشیها و فاضلابها به آب و یا زمین راه پیدا می‌کنند.

 

 

مواد سمی در پلاستیک‌ها

اگر چه مصرف کنندگان به ندرت محصولات پلاستیکی را که روزانه ساخته می‌شود و بسته بندی‌ که در آن خرید می‌کنند، به مساله آلودگی سمی ربط می‌دهند، باید دانست که اکثر مواد شیمیایی که در تولید و ساخت پلاستیکها مورد استفاده قرار می‌گیرند، بسیار سمی هستند. برحسب درجه بندی EPA باید دانست که از 20 ماده شیمیایی که تهیه آنها موجب تولید بیشترین مقدار کل مواد زاید خطرناک می‌شود، پنج ماده شیمیایی از شش مورد اولی ، موادی هستند که بطور مستمر در صنایع پلاستیک‌سازی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 

باران اسیدی چیست؟

یکی از آثار و نتایج آلودگی هوا باران اسیدی است. در دو دهه اخیر و در برخی نواحی صنعتی و بر اثر فعالیت‌های کارخانه‌ها میزان دی‌اکسید گوگرد و دی‌اکسید ازت در هوا افزایش یافته است. این دو ماده در اتمسفر با اکسیژن و بخار آب واکنش شیمیایی ایجاد می‌کند و به صورت اسید نیتریک و اسید سولفوریک در می‌آید. این ذرات اسیدی مسافت‌های طولانی را بوسیله باد طی می‌کنند و به صورت باران اسیدی بر سطح زمین فرو می‌ریزند. چنین بارش‌هایی ممکن است به صورت برف یا باران یا مه نیز در بیاید.

پیامدهای باران اسیدی

باران اسیدی باعث از بین رفتن بناها و آثار تاریخی بخصوص در ساختمان‌هایی که از سنگ مرمر یا آهک ساخته شده باشند، می‌شود.

باران اسیدی میزان حاصلخیزی خاک را کاهش می‌دهد و حتی ممکن است مواد سمی را وارد خاک‌ها کند .

باران اسیدی موجب نابودی درختان و کاهش مقاومت آنها بخصوص در برابر سرما می‌شود

طبقه بندی آلاینده‌های هوا

منظور از آلودگی ورود عناصر و ترکیبات تازه به محیط و یا تغییر نسبت عناصر و ترکیباتی است که در ساختار طبیعی محیط شرکت دارند. مثلا سرب در ترکیب طبیعی اتمسفر وجود ندارد، ورود آن در اتمسفر ، نوعی آلودگی است. CO2 ترکیبی است که با نسبتی مشخص در ترکیب اتمسفر شرکت دارد. افزایش نسبت این ترکیب در جو ، نوعی آلودگی تلقی می‌شود. خطرناکترین آلودگیهای محیط ، ناشی از کاربرد موادی هستند که بشر در طول یک سده گذشته و بویژه در بیست و سی سال اخیر به منظور مبارزه با حشرات ، بیماریهای انگلی گیاهان و همچنین حشرات ناقل بیماریهای حیوانی و انسانی بکار برده است.

همچنین استفاده اسراف آمیز از سوختهای فسیلی ، کاربرد مواد شیمیایی بسیار متنوع در صنعت استخراج و تصفیه فلزات و صنایع دیگر بویژه آزمایشهای اتمی در جو زمین ، عناصر و ترکیبات جدیدی را وارد محیط کرده‌اند که قبلا اکوسیستم طبیعی کره زمین با آنها روبرو نبوده است.

طبقه‌بندی آلاینده‌ها

تمامی آلاینده‌های هوا را می‌توان بر اساس منشاء ترکیب شیمیایی و حالت فیزیکی‌شان طبقه‌بندی نمود. این طبقه‌بندیها برای تنظیم بحث و بررسی در زمینه عوامل آلودگی هوا بکار می‌روند. آلاینده‌ها بسته به منشاءشان به دو گروه اولیه و ثانوی تقسیم می‌شوند. آلاینده‌های اولیه از قبیل دی‌اکسید سولفورها (SO2 ) ، اکسیدهای نیتروژن ( NO2 ) و هیدروکربنها (HC) ، آن دسته از آلاینده‌ها هستند که مستقیما وارد اتمسفر شده‌اند و به همان شکل آزاد شده نیز در اتمسفر یافت می‌شوند. آلاینده‌های ثانوی نظیر اوزون (O3 ) و پراکسی استیل نیترات (PAN) آن دسته از آلاینده‌ها هستند که در اتمسفر توسط یک واکنش فتوشیمیایی در اثر هیدرولیز و یا اکسیداسیون تشکیل می‌شوند.

 

 

ترکیب شیمیایی آلاینده‌ها

آلاینده‌ها اعم از گروه اولیه و ثانوی می‌توانند بسته به ترکیب شیمیایی‌شان به دو گروه آلی یا معدنی تقسیم شوند. ترکیبات آلی حاوی کربن و هیدروژن و بسیاری از آنها دارای عناصری مانند اکسیژن ، نیتروژن ، گوگرد و فسفر می‌باشند. هیدروکربنها ، ترکیبات آلی هستند که تنها دارای کربن و هیدروژن‌اند. آلدئیدها و کتونها دارای اکسیژن ، کربن و هیدروژن هستند. سایر ترکیبات آلی مهم در مورد آلودگی هوا عبارتند از: کربوکسیلیک اسیدها ، الکلها ، اترها و استرها و آمین‌ها و ترکیبات آلی گوگردار. مواد معدنی یافت‌شونده در هوای غیر آلوده عبارتند از کربن ، منوکسید (CO) ، دی‌اکسید کربن (CO2)، کربناتها ، اکسیدهای سولفور ، اکسیدهای نیتروژن ، اوزون ، هیدروژن فلوراید و هیدروژن کلراید.

طبقه‌بندی آلاینده‌ها بر حسب حالت ماده

ذرات آلاینده‌ها

عبارتند از جامدات و مایعاتی که شامل غبار ، دودهای غلیظ ، دود ، خاکستر ، غبار مه آلود و اسپری هستند. تحت شرایط مناسب ذرات آلاینده‌ها از اتمسفر جدا و ته‌نشین می‌شوند.

آلاینده‌های گازی

آلاینده‌های گازی که سیالهای بی‌شکل‌اند، کاملا فضای آزاد شده در آن را اشغال می‌کنند و بسیار شبیه به هوا عمل نموده ، از اتمسفر جدا نمی‌شوند. در میان آلاینده‌های معروف گازی از اکسیدهای کربن ، اکسیدهای سولفور ، اکسیدهای نیتروژن ، هیدروکربنها و اکسید کننده‌ها می‌توان نام برد.

طبقه‌بندی ذرات

خواص فیزیکی که عبارتند از اندازه ، شکل ، ته‌نشین شدن و کیفیت نوری

خواص شیمیایی که عبارتند از ترکیبات آلی و معدنی

خواص بیولوژیکی به صورت باکتریها ، ویروسها ، هاگها و غیره

 

نحوه تشکیل ذرات

ذرات را می‌توان بر حسب نحوه تشکیل به صورت غبار ، دود ، دود غلیظ ، دود حاصل از خاکستر ، غبار مه آلود یا اسپری طبقه‌بندی نمود.

غبار

غبار عبارتست از ذرات کوچک جامد بوجود آمده از خرد شدن جرمهای بزرگتر در حین فرآیندهایی نظیر خرد کردن ، آسیاب کردن یا انفجار که ممکن است بطور مستقیم و یا غیر مستقیم در اثر بکار گیری موادی از قبیل زغال سنگ ، سیمان یا دانه‌ها وارد اتمسفر شوند.

دود

دود از ذرات ریز جامد از احتراق ناقص ذرات آلی نظیر زغال سنگ ، چوب یا تنباکو که عمدتا از کربن و سایر مواد قابل احتراق تشکیل یافته‌اند، تشکیل می‌شود.

دود غلیظ

دود غلیظ از ذرات جامد ریز از مایع شدن بخارات مواد جامد تشکیل می‌شود. دود غلیظ ممکن است در اثر تصعید ، تقطیر ، تکلیس شدن یا فرآیندهای ذوب فلزات بوجود آید.

دود ناشی از خاکستر

دود ناشی از خاکستر از ذرات غیر قابل احتراق ریزی که در گازهای حاصل از احتراق زغال سنگ بوجود می‌آید تشکیل یافته است.

 

غبار مه آلود

غبار مه آلود از ذرات مایع یا قطرات تشکیل شده در اثر مایع شدن بخار ، پراکندگی یک مایع یا انجام یک واکنش شیمیایی بوجود می‌آید.
ذرات آلی موجود در اتمسفر: فنلها ، اسیدهای آلی و الکلها

معروفترین ذرات معدنی موجود در اتمسفر: نیتراتها ، سولفاتها و فلزات آهن ، سرب ، منگنز ، روی و وانادیم

منابع تولید ذرات

ذرات ممکن است گرد گیاهان ، هاگها ، باکتریها ، ویروسها ، تک یاخته‌ایها ، قارچها و بقایای زنگ زدگی و غبار ناشی از فعالیتهای آتشفشانی و یا مواد مضر به سلامت انسانها (دود ناشی از خاکستر ، دود ، دوده‌ها ، اکسیدهای فلزی و نمکها ، فلزات روغنی یا قیری ، قطرات اسیدی ، سیلیکاتها و سایر غبارهای معدنی و دودهای غلیظ فلزی) باشند.

استانداردها و کنترل ذرات

اگر چه کنترل ذرات در محل تولید آنها یا به کمک رقیق سازی انجام پذیر است، اما این اصل که رقیق کردن راه حل مشکل آلودگی است، دارای کاربرد نیست و نمی‌توان از آن به عنوان یک روش کنترل کننده مفید نام برد. تنها روش قابل قبول کنترل در محل تولید کننده آلودگی و متکی به اصول ته‌نشین سازی ، سانتریفوژ ، فشرده نمودن ، فیلتراسیون بارهای الکتریکی می‌باشند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1391ساعت 18:6  توسط سعید قلندرزهی  | 

ضرایب درسی رشته ی منابع طبیعی

آلودگی های محیط زیست ضریب ۲


اکولوژی حیات وحش ضریب ۲


شناخت و حمایت محیط زیست ضریب۳


ارزیابی محیط زیست ضریب۳


بیولوژی و شناخت حیوانات شکاری ضریب۲


زبان عمومی و تخصصی انگلیسی ضریب ۲

 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 18:23  توسط سعید قلندرزهی  | 

رشته ها ودانشگاههای منابع طبیعی و ظرفیت |پذیرش

روزانه  دانشگاه بیرجند 8 نفر- گرایش آلودگی های محیط زیست


روزانه  دانشگاه تربیت مدرس 10 نفر - محل تحصیل دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی شهرستان نور

روزانه دانشگاه تهران نفر 9 - محل تحصیل دانشکده کشاورزی کرج

روزانه 8891 دانشگاه شهید بهشتی نفر8 - گرایش آلودگی محیط زیست

روزانه  دانشگاه صنعتی اصفهان 3 - فقط زن

روزانه  دانشگاه صنعتی اصفهان 6 - فقط مرد

روزانه  دانشگاه صنعتی اصفهان 2 - گرایش آلودگی محیط زیست-فقط زن

روزانه  دانشگاه صنعتی اصفهان 3 - گرایش آلودگی محیط زیست-فقط مرد

روزانه  دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان 5 نفر 

روزانه  دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان 4 - گرایش زیستگاه ها و تنوع زیستی

روزانه  دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان 4 - گرایش ارزیابی و آمایش سرزمین

روزانه  دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان 2 نفر - شیوه آموزش محور

روزانه  دانشگاه کردستان 5 نفر 

روزانه  دانشگاه ملایر نفر8

روزانه  دانشگاه یزد 9

شبانه  دانشگاه بیرجند 1 - گرایش آلودگی های محیط زیست

شبانه  دانشگاه تهران 8 - محل تحصیل دانشکده کشاورزی کرج

شبانه  دانشگاه شهید بهشتی 2 - گرایش آلودگی محیط زیست

شبانه  دانشگاه صنعتی اصفهان 1

شبانه  دانشگاه صنعتی اصفهان 1 - گرایش آلودگی محیط زیست

شبانه  دانشگاه صنعتی اصفهان 1 - شیوه آموزش محور

شبانه  دانشگاه صنعتی اصفهان 1 - گرایش آلودگی محیط زیست-شیوه آموزش محور

شبانه  دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان 1 - گرایش ارزیابی و آمایش سرزمین

شبانه  دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان 1 - گرایش زیستگاه ها و تنوع زیستی

شبانه  دانشگاه ملایر 8

شبانه  دانشگاه یزد 5

پیام نور  دانشگاه پیام نور مرکز تهران 19 - گرایش ارزیابی و آمایش سرزمین


دانشگاه پیام نور برای اولین بار در کنکور سال 90  تعداد 19 نفر در گرایش ارزیابی و آمایش سرزمین پذیرش کرده است.

ظرفیت پذیرش در هر گرایش

یکشنبه 10 مهر ماه سال 1390


ظرفیت پذیرش در هر گرایش

دانشگاه ها و ظرفیت پذیرش در هر گرایش در سال 89 به شرح زیر است:

1- گرایش مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست

دانشگاه ها و ظرفیت پذیرش در گرایش مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست در دانشگاه دولتی در سال 89  به شرح زیر است:

جدول 1: ظرفیت پذیرش در گرایش مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست در دانشگاه دولتی


دانشگاه             روزانه               شبانه              آ   مو   ز   ش      محو  ر              جمع

تهران 6
6


12
بیرجند
12
2


14
یزد
5
5


10
شهید بهشتی
5
1


6
گرگان
12
2
15-روزانه

14
ملایر
6
2


8
کردستان
4
-


4
صنعتی اصفهان
10
2

1-شبانه
12
تربیت مدرس
8



8
جمع
68
20
15
1
                                                                                                    جمع کل  104


الف: آمایش سرزمین

دانشگاه ها و ظرفیت پذیرش در آمایش سرزمین (کد گرایش مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست) در دانشگاه دولتی در سال 89 (آخرین آزمون کارشناسی ارشد برگزار شده) به شرح زیر است :


جدول 2: ظرفیت پذیرش در آمایش سرزمین در دانشگاه دولتی


دانشگاه پذیرش کننده         غیر انتفاعی                         جمع                   توضیحات

غیر انتفاعی چابهار

   15نفر


جمع
15
15

 دانشگاه ها و ظرفیت پذیرش در گرایش آلودگی های محیط زیست در دانشگاه آزاد اسلامی در سال 89  به شرح زیر است.


جدول 3: ظرفیت پذیرش در گرایش آلودگی های محیط زیست در دانشگاه آزاد اسلامی

واحد دانشگاه
ظرفیت پذیرش
تنکابن
15
علوم و تحقیقات
15
علوم و تحقیقات خوزستان
15
همدان
15
جمع
60

دانشگاه ها و ظرفیت پذیرش در گرایش ارزیابی و آمایش سرزمین در دانشگاه آزاد اسلامی در سال 89  به شرح زیر است.


جدول 4: ظرفیت پذیرش در گرایش ارزیابی و آمایش سرزمین در دانشگاه آزاد اسلامی

واحد دانشگاه ظرفیت پذیرش
علوم و تحقیقات
15
علوم و تحقیقات خوزستان
15
جمع
30

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 18:19  توسط سعید قلندرزهی  | 

مطالب قدیمی‌تر